على اصغر ظهيرى

165

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

در اين هنگام امام حسين عليه السلام كه در آن زمان 33 سال داشت ، پدر بزرگوارش را ناراحت و اندوهگين ديد ، پس نزد آن حضرت رفت و اجازه خواست كه خود همراه جمعى براى بازكردن شاهراه آب اقدا نمايد . امام على عليه السلام اجازه دادند . امام حسين عليه السلام با جمعى از سواران به سوى قرارگاه « ابوايوب » روانه شدند و عرصه را بر آنان تنگ كردند تا سرانجام ابوايوب گريخت و شريعه آب به دست امام حسين عليه السلام و همراهانش افتاد . اين نخستين فتحى بود كه در جنگ صفين صورت‌گرفت . « 1 » همين كه خبر فتح و پيروزى حسين عليه السلام در اين ماجرا به اميرمؤمنا عليه السلام رسيد شروع به گريه نمود . پرسيدند : يا اميرمؤمنا ! چرا گريه مىكنيد ؟ حسين پيروز شده است شما بايد شاد باشيد ؛ امّا مىبينيم شما ناراحتيد ؟ حضرت فرمود : به خاطر آوردم كه او در صحراى كربلا از آب فرات منع شود و تشنه كام به شهادت مىرسد ، پس از شهادت او اسبش به طرف خيام اهل بيت رسالت رفته و فرياد برآورد : الظَّليمَة ، الظَّليمَة مِنْ امَّةٍ قتلت ابْنُ بنتِ نبيّها ، داد از امتى كه فرزند دختر پيامبر خود را شهيد نمودند . « 2 » سخاوت حضرت مردى از مسلمانان مدينه به شخصى مقروض بود و از هر درى وارد مىشد تا پولى بدست آورد و قرض خود را بپردازد موفق نمىشد . سرانجام براى رفع مشكل خود به حضور امام حسين عليه السلام مشرّف شد . هنوز چند كلمه‌اى حرف نزده بود كه امام حسين عليه السلام دريافت او براى حاجتى آمده است ، پس خطاب به او فرمود : آبروى خود را از سؤال و درخواست رو در رو حفظ نما و نياز خود را در نامه‌اى بنويس تا به خواست خدا آنچه تو را شاد مىكند به تو بپردازم .

--> ( 1 ) - اقتبال از نفائس الاخبار ، ص 418 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 266 .