على اصغر ظهيرى

140

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

دگرگون شد كه در همان لحظه گفت : اشْهَدُ انَّكَ خَلَيْفَةُ اللَّهِ فىِ ارْضِهِ « اللَّهُ اعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ . » « 1 » « گواهى مىدهم كه تو خليفه خدا در زمينش هستى ، خداى متعال آگاه‌تر است كه رسالت خود را در وجود چه كسى قرار دهد . » آنگاه گفت : من فكر مىكردم كه تو و پدرت دشمن‌ترين مخلوقات نزد من هستيد ، اكنون در يافتم كه محبوبترين خلق خدا در نزد من مىباشيد . آن مرد اثاث خود را به منزل امام عليه السلام انتقال داد و تا در مدينه بود مهمان آن حضرت بود ، سپس به سوى شام بازگشت ، در حالى كه صادقانه به ولايت خاندان رسالت معتقد شده بود . « 2 » به يادت گريان مهر افلاك به حُسنت خندان * ماهى بحر به يادت گريان جگر صبر ز صبرت پر خون * چهرهء حلم ز شرمت گلگون دل عشّاق مزارت همه رشك * آب باران بقيعت همه اشك سينه‌ها را به تمنّاى تو داغ * قلب‌ها را ز مزار تو چراغ نمونهء ديگر داستان و نمونهء ديگر اين كه حتّى دشمنان نيز به حلم و بردبارى امام حسن عليه السلام اعتراف داشتند . هنگامى كه حضرت به شهادت رسيد و بدن مباركش را از خانه‌اش بيرون آوردند ( پس از غائلهء تير باران كردن بدن حضرت ) قرار شد كه در قبرستان بقيع دفن شود ، « مروان حكم » لعنة الله عليه كه از دشمنان سر سخت اهل‌بيت عليهم السلام بود ، گوشهء تابوت را در هنگام تشييع به طرف بقيع بر دوش گرفت ، در اين هنگام

--> ( 1 ) - انعام ، آيهء 124 . ( 2 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 19 و بحارالانوار ، ج 43 ، ص 344 .