على اصغر ظهيرى

132

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

مرحوم محدث قمى مىگويد : من احتما قوى مىدهم همانگونه كه تب در جسم لطيف او اثر داشت ، همچنين پوشاندن اندوهش به خاطر مصائب مادر مظلومش در قلب شريفش اثر مىكرده است و همانگونه كه گرمى تب را به وسيله آب از بدنش مىزدود ، با ياد مادرش فاطمه از شدّت اندوه او مىكاست ، چنان كه انسان اندوهگين با آه سوزان و نفس‌هاى عميق ، از اندوه خود مىكاهد ؛ زيرا تاثير مصائب حضرت زهرا در دلهاى فرزندانش از بريدن شمشير و كارد دردناكتر و از شوزش آتش سوزاننده‌تر مىباشد ، چرا كه در شرائطى بودند كه تقيّه مىكردند و قدرت بر آشكار نمودن مصائب زهرا عليها السلام را نداشتند . از اين رو وقتى كه نام فاطمه در حضور آنها برده مىشد ، قلوبشان پر از اندوه مىشد ، بطورى كه هر آدم هوشيارى آثار اندوه را از چهرهء آنان مشاهد مىكرد . چنان كه در روايت آمده امام صادق عليه السلام به سَكونى يكى از اصحاب حضرت كه صاحب دخترى شده بود فرمود : نام او را چه گذاشته‌اى ؟ سكونى عرض كرد : فاطمه ، حضرت فرمود : آه ! آه ! سپس دست بر پيشانى خود گذاشت و اندوهگين نشست . 3 . بشّار مكارى مىگويد : در كوفه به حضور حضرت صادق رفتم ديدم طبقى از خرما براى آن حضرت آورده بودند و از آن مىخورد . به من نيز تعارف كرد تا از آن خرما بخورم . عرض كردم : گوارا باد قربانت گردم ، در راه مىآمدم حادثه‌اى ديدم ، منقلب شدم و قلبم به درد آمد و گريه گلويم را گرفت . فرمود : به حقّى كه بر تو دارم جلو بيا و از اين خرما بخور ، من جلو رفتم و از خرماها خوردم ، حضرت فرمود : اينك بگو چه شده است ؟ عرض كردم : در راه مىآمدم يكى از مأمورين حكومت را ديدم كه بر سر زنى مىزند و او را به سوى زندان مىبرد و او با صداى بلند مىگويد : پناه مىبرم به خدا و رسول خدا .