على محمدى خراسانى
507
شرح منطق مظفر (فارسى)
( لا تكن في مرية اى في شكّ ) . در اصطلاح منطق عبارتست از آن مغالطهاى كه در نفس تركيب حاصل مىشود يعنى تكتك الفاظ ، كلمات و مفردات اين جمله و مركب ، هيچكدام ابهام و ايهامى ، نداشته و معانى يكايك آنها واضح و روشن است ، امّا بهسبب تركيب آنها با يكديگر و ساختن يك جمله از آنها چنين اشتراك و اشتباهى حاصل شده است . مثال اوّل . « ضرب زيد بكرا فضربته » كه در ضمير ضربته دو احتمال وجود دارد : 1 . مرجع آن ، لفظ زيد باشد يعنى من ضارب را مضروب كردم . 2 . مرجعش لفظ بكر باشد يعنى من هم ، مضروب را مضروب كردم و امر بر مخاطب مشتبه مىشود . مثال دوّم . به قول علّامه : كل ما يتصوّره الحكيم فهو كما يتصوّره . كه ضمير فهو داراى دو احتمال است : 1 . به معقول و متصور برگردد . 2 . به عاقل و حكيم برمىگردد . مثال سوّم ؛ به قول مرحوم مظفر رحمهم اللّه : معاوية - عليه الهاويه - به عقيل ابن ابيطالب برادر على عليه السّلام گفت بايد در حضور مردم منبر رفته و به على بن ابيطالب ناسزا بگويى ، عقيل منبر رفته و اعلان كرد : امرنى معاويه ان اسب عليا الا فالعنوه ، يعنى معاويه به من امر كرده تا على عليه السّلام را دشنام دهم ؛ آگاه باشيد ! هان پس او را لعنت كنيد ، كه ضمير هو در « فالعنوه » دو احتمال دارد : 1 . به معاويه برگردد ؛ 2 . به على عليه السّلام منشأ اين ابهام ، اشتراك عود ضمير است و بدينوسيله عقيل وانمود كرد كه دستور معاويه را اجابت كرده و حال آنكه در واقع لعن و نفرين خود معاويه را قصد كرده است . د . و باز هم بقول مصنف رحمهم اللّه : از كسى از اصحاب پرسيدند : پس از پيامبر كدام يك از صحابهء حضرتش ، از همه برتر بوده ؟ وى در پاسخ گفت : من بنته في بيته ، يعنى كسى كه دختر او در خانه او است ، كه دو احتمال دارد : 1 . مراد از من موصول ، ابو بكر باشد يعنى ابو بكرى كه دختر آن ابو بكر ( عايشه ) در