على محمدى خراسانى
500
شرح منطق مظفر (فارسى)
مبحث دوّم اجزاء ذاتيّه صناعت مغالطه مبحث اوّل از مباحث صناعت مغالطه پيرامون مقدّمات بود كه طى پنج مطلب بيان شد . امّا مبحث دوّم پيرامون اجزاء ذاتيه صناعت مغالطه است قبل از هر سخنى به عنوان تمهيد و آمادهسازى فهرستى از مطالب بعدى را عرضه مىكنيم : بهطور كلّى غلط و اشتباهى كه در خود تبكيت ( قياس مغالطى ) پيش مىآيد از سه حال خارج نيست : 1 . از جهت مادّه اشتباه رخ مىدهد . مراد از مادّه همان مقدّمات و مبادى قياس است يعنى صغريات و كبريات ( مثل « كلّ موجود مادّى » كه نقيض آن صادق است ) . 2 . از جهت صورت و هيئت اشتباه رخ مىدهد . مراد از صورت ، همان نحوهء تأليف و چينش مقدّمات در قياس است ( مثلا كبراى شكل اوّل كليّت ندارد و يا اوسط تكرار نشده و . . . ) . 3 . هم از جهت مادّه و هم از لحاظ صورت اشتباه رخ مىدهد . نوع چهارمى از غلط و اشتباه هم وجود دارد كه كارى به تشكيل قياس ندارد و بدون تشكيل قياس هم اين غلط و اشتباه در خود قضيّه يا مفردات آن وجود دارد . از اين سه قسم ، قسم اوّل يعنى اشتباه از لحاظ مادّهء قياس ، سه شعبه دارد : 1 . منشأ اشتباه و مغالطه اينكه : صغرى و كبراى قياس در واقع يك قضيّه كاذبه است ولى امرش با قضاياى صادقه مشتبه شده چون شبيه به صادقه است ( در برهان ) و يا در واقع يك قضيهء شنيعه ، منكره و شاذّه است كه با يك قضيهء مشهوره مشتبه شده ( در مقابل جدل ) و اين امور سبب مغالطه گرديده است . 2 . منشأ مغالطه اينست كه دليل عين مدّعا است و همان را كه طرف مىخواهد نتيجه بگيرد ، در مقدّمات آورده به گمان اينكه مطلوب و نتيجه غير از اين مقدّمات مىباشد درحالىكه در واقع عين همان مقدّمات است ، نام چنين استدلالى را مصادره به مطلوب گويند كه بعدا در خصوص آن بحثى خواهيم كرد . 3 . مقدّمات يعنى صغرى و كبرى چون دليل بر مطلوب هستند بايد از نتيجه اعرف باشند و گرنه دليل بر آن نخواهند بود حال طرف مىپندارد كه اين مقدّمات از آن نتيجه اعرف هستند ، لذا بدانها احتجاج مىكند درحالىكه در واقع يا نتيجه از آنها اعرف است و يا از حيث ظهور و خفاء مساوى هستند و هيچكدام اولى نيست كه بدان احتجاج