على محمدى خراسانى
487
شرح منطق مظفر (فارسى)
بدانند به خورشيد و ماه و . . . نسبت مىدادند ) . در خاتمه : استعداد شعر و شاعرى مثل ساير امور بالقوّه چنين نيست كه خودبخود و تصادفا از حدّ قوه به درجهء فعليّت برسد ( و آدمى شب به بستر رفته و صبح شاعر برخيزد ! ! كه اين سنّت الهى نيست ، سنّت الهى آن است كه : لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى « 1 » وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً « 2 » و . . . بلكه نيازمند تمرينهاى فراوان ، ممارست ، مداومت و سروكار دائمى با شعر داشتن و . . . است . بايد اشعار زيادى حفظ كند ، آنها را در ذهن جاى دهد ، بفهمد ، تنظيم كند ، تكرار كند و . . . تا تدريجا قوهء شعرى او شكوفا شده و به ثمر بنشيند . مىگويند : يكى از شعراء بزرگ به فرد مبتدى و نوچهء خود براى فراگيرى شعر دستوراتى داده كه به قرار ذيل است : ابتدا مقدار فراوانى شعر ، حفظ كن ، سپس مدّتى آنها را ترك كرده و خود را از اين بابت به فراموشى بزن بعد به طرف باغستانهاى اطراف شهر برو ، در يك آمادگى كامل جسمى و روحى ، شعر - اين موهبت الهى - بر تو الهام مىشود . گويند آن مبتدى اين دستور العمل را انجام داد و طولى نكشيد كه شاعرى بزرگ و پرآوازه گرديد ( چه اين كه در روايات اسلامى آمده كه : خداوند را در ايّام و ساعات زندگى و عمر فردفرد انسانها زمانهاى خاص ، نفحات رحمانيّه و نسيمهاى معنويّهاى است پس خود را در معرض آن نسيمها قرار دهيد و براى آنها آماده شويد ، اگر نصيبتان شد آن را مغتنم شمرده و به هيچ قيمتى از دست ندهيد . ) مصنف رحمهم اللّه مىفرمايد : اينكه آن شاعر بزرگ به شاگرد خود دستور داد اوّل مقدار زيادى شعر حفظ كند سپس آنها را فراموش كند و . . . فلسفهء عميقى در عقل باطن و ضمير ناخودآگاه دارد كه اين شاعر با فطرت خدادادى و با تجربهء شخصى خود بدان رسيده است . بايد اين آمادگى حاصل شود تا در ساعت معين انشراح ( شرح صدر ) و انطلاق ( طاقت لسان ) كه يكى از ساعات بيدارى عقل باطنى و پلى ميان دو منطقهء شعور و لا شعور ( ضمير خودآگاه و ناخودآگاه ) و بلكه در ساعت اتحاد اين دو منطقه ، شعر به
--> ( 1 ) . سورهء نجم ، آيهء 39 . ( 2 ) . سورهء جن ، آيهء 16 .