على محمدى خراسانى

474

شرح منطق مظفر (فارسى)

ولى اگر مراد از شعر عبارت از تصوير ، تمثيل و تخييل مطلب باشد ، فرق مىكند . بيان ذلك : به تصوير كشيدن يك واقعيّت ( چه در قالب بيان و سخن و چه نقاشى و قلم ) و ترسيم آن دوگونه است : الف . فقط بيان و مجسم كردن يك حقيقتى باشد با همان حقيقت و واقعيّتى كه دارد بدون كوچك‌ترى تحويل ، تغيير و دخل و تصرفى در آن صورت ، بدون افزوندن يا كاستن از آن ، بدون كمترين اغراق و مبالغه‌اى در آن و بدون كوچك‌ترين حيله ، مكر و ترفندى در تمثيل و ترسيم آن ( شبيه عكس كه دوربين عكاسى از انسان مىگيرد يا شبيه تصويرى كه دوربين فيلمبردارى بدون كمترين دستبرد و دستكارى مىگيرد و در منظر بينندگان قرار مىدهد ) چنين تصويرى البتّه يا اصلا مؤثر نيست و يا تأثير بسيار ضعيفى در نفس دارد و آن تأثّر ، انفعال ، التذاد ، انبساط و انقباضى را كه مطلوب است بدست نمىدهد . ب . گاهى به تصوير كشيدن يك واقعيّت ، همراه با يك صورت تخيّلى ، خيال‌پردازانه و شاعرانه است . نظير رتوشى كه در فن عكاسى انجام مىگيرد كه عبارت است كه دستكارى عكس روى فيلم يا شيشه پس از ظهور آن بوسيلهء رنگ و مداد مخصوص جهت زشت يا زيبا كردن حالت و قيافهء تصوير ( مثلا ابروان كمانى و سياه و پرپشت ، دماغ قلمى كشيده ، دهان كذا ، چشمان كذا . . . ) ، نظير كاريكاتورى كه فلان مجلّه از فلان رجل سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى و . . . عرضه مىكند كه صورت آن شخص موردنظر را با همان خصوصيات مشخّصه‌اى كه دارد كاملا نشان مىدهد ضمن اين‌كه آقاى نقّاش ، هنرمند و كشندهء اين كاريكاتور با استفاده از خلاقيّت ذهن و قوّهء خيال تغييرات و تحريفاتى روى آن صورت انجام مىدهد ( مثلا دماغ بسيار بزرگى براى او درست مىكند ، چنگال‌هاى بسيار قوّى ، كه خون از آنها مىچكد يا چهرهء او را بسيار عبوس و درهم كشيده نشان مىدهد ، و . . . ) كه هدف از اين دخل و تصرّفات عبارت است از بيان پاره‌اى از اخلاقيّات ، حالات روحى ، افكار و انديشه‌هاى صاحب صورت ( منتها بيان قال نيست بلكه زبان حال ، قلم و تصوير است كه با مخاطبين سخن مىگويد ) حال چنين تصويرى از يك واقعيّت داراى دو جهت است : 1 . جهت صدق دارد ؛ 2 . جهت كذب دارد .