على محمدى خراسانى

462

شرح منطق مظفر (فارسى)

مدرسه ، دبستان ، دبيرستان و . . . با شعر و شاعرى و سخن موزون و مقفّى ، انس و الفت مىگيرند و شب و روز با آنها سروكار دارند اين امر براى آنان عادت شده و يك ذوق و سليقهء ثانوى ، عارضى ، غيرفطرى و غريزى براى آنان درست شده و به‌سبب عادات از اين امور متأثر مىشوند . ولى مرحوم مظفر مىفرمايد : حقّ مطلب آنست كه اين تأثير و تأثرى كه از ناحيهء افزودن وزن و قافيه پيدا مىشود يك امر فطرى و غريزى است و كارى به عادت ندارد ، همانطورى كه انسان از يك آهنگ موسيقى جالب و منسجم ، متأثر مىشود و لذّت مىبرد ( بلكه حيوانات ديگر هم از آهنگهاى مخصوصى لذّت مىبرند ) هم‌چنين از شعر موزون و مقفّى هم لذّت مىبرد و اگر اين يك امر عادى بود كار عادت ايجاد و خلقت غرائز و ذوقها نيست بلكه غرائز را خداوند در نهاد انسانها به وديعت نهاده و در سرشت انسان هستند و كار عادت تنها به اينست كه اين غرايز را تقويت كرده و رشد و نمو مىبخشد ، طوفان غرايز را برمىانگيزد ، كبريتى به انبار باروت است ، بادى است كه بر خاكستر روى آتش وزيده و آنها را به كنارى مىزند و كوه آتش زبانه مىكشد . قوله : بل ؛ در اين قسمت مرحوم مظفر قدم را فراتر نهاده مىفرمايند : نه تنها شعر موزون و مقفّى داراى چنان اثرى مىباشد بلكه كلام نثرى هم كه داراى قافيه باشد و جملات آن مزدوج و معادل باشد ( دو جمله ، دو جمله ، سه جمله سه جمله ، كه از لحاظ كلمات و آهنگ آنها مساوى باشند چنان كه در باب خطابه در بخش توابع گفته شد ) ، اگرچه داراى وزن شعرى هم نباشد باز موجب تأثير در نفوس گرديده و احساسات و عواطف را برمىانگيزاند . اين حقيقت را از برخى آيات قرآن بويژه ، سوره‌هاى كوچك آخر قرآن نيز مىتوان دريافت ، براى نمونه : أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ؟ وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ ؟ وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ؟ « 1 » و يا : در جاى ديگر مىفرمايد :

--> ( 1 ) . سورهء غاشيه ، آيهء 17 .