على محمدى خراسانى

405

شرح منطق مظفر (فارسى)

4 . عواملى كه مقتضى استعداد و آمادگى براى اقناع است . مرحوم مظفر مىفرمايند : ما مىتوانيم همين مطالب و اقسام را به صورت جديد به سبك ديگر تقسيم كنيم ، يعنى بگوئيم : هر خطابه‌اى مشتمل بر دو ركن است : 1 . عمود 2 . اعوان و خود اعوان بر دو قسم است . 1 . آن دسته از اعوان و انصار كه با صناعت و حيله انجام مىگيرند يعنى يك فنّى است و نياز به آموزش و تمرين دارد . 2 . آن دسته از اعوان كه بدون صناعت و حيله انجام مىگيرند . بخش اوّل را استدراجات گويند كه با بيان انواع آن وجه تسميه‌اش روشن خواهد شد و استدراجات سه قسم مىشود : 1 . استدراجات به‌حسب قائل ( شخص خطيب ) 2 . استدراجات به‌حسب قول 3 . استدراجات به‌حسب شنوندگان بخش دوم را كه بدون صناعت و حيله حاصل مىشود نصرت و شهادت گويند كه خود دو شعبه پيدا كرد : 1 . شهادت قولى 2 . شهادت حال ، و در مجموع شش قسم پيدا مىشود كه مستقيم و غيرمستقيم در خطابه نقش دارند و آن‌ها عبارتند از : 1 . عمود 2 . استدراجات به‌حسب قائل 3 . استدراجات به‌حسب قول 4 . استدراجات به‌حسب مستمع 5 . شهادت قول 6 . شهادت حال و معتقد هستيم كه همهء اين امور شش‌گانه از اجزاء خطابه هستند پس لازم است يك‌يك آن‌ها را مورد بحث قرار دهيم .