على محمدى خراسانى

393

شرح منطق مظفر (فارسى)

دليل مطلبى باشد ، دليل بر ضعف ، قصور و بىپايه بودن موضع و رأى مجيب است ولى دليل بر قصور نفس او ( كه كريم النفس نباشد ) يا قصور علم او نيست ( چون علّامهء دهر هم اگر باشد گاهى دچار چنين شكستى مىشود ) و بر فرض هم كه دليل بر قصور نفس يا علم او باشد كه چرا توجّه بيشترى نكرده و وضع باطلى را مورد التزام و دفاع قرار داده ؟ اين قابل جبران است به اين‌كه به مردم بگويد : ما طرف‌دار حقّ هستيم و عدل و انصاف را بر تعصّب ، عناد و لجاجت مقدّم مىداريم و حرف حقّ را از هركه بشنويم قبول مىكنيم ، روى اين اصل من اعتراف مىكنم كه حقّ با خصم است و البتّه مردم هم او را بر اين روحيّهء بالا و شهامت اعتراف به اشتباه تحسين مىكنند و موقعيّت علمى ، اسمى و شهرت خويش را هم از دست نمىدهد چرا كه روزگار از اين فرازونشيب‌ها بسيار دارد و چنين نيست كه انسان غيرمعصوم در همهء مبارزات و مباحثاتش فاتح بدر آيد بلكه يك‌بار طعم تلخ شكست را مىچشد و صدبار براى او تجربه مىشود و طعم شيرين فتح و ظفر ذائقهء او را معطر مىسازد . 2 . اگر هم اعتراف به حقانيّت موضع خصم ، براى مجيب گران است ( مثلا نمايندهء يك مذهب با نمايندهء مذهب ديگر بحث مىكند و اقرارش به موضع خصم ، موجب تزلزل اركان عقايد و ايمان پيروان آن مذهب مىگردد و اين امر براى او بسيار سنگين و غيرقابل تحمّل است ، از راه ملاطفت و نرمى وارد شده و با لطافت و ظرافت خاصّى از اعتراف امتناع كند يا به اين‌كه در كلام خويش توريه نمايد ( كه بسيار دشوار است و كار هركسى نيست ) و يا اين‌كه وزر و و بال مطلب را به گردن پيشوايان آن بياندازد مثلا بگويد : من چه كار كنم ، رئيس اين مذهب اين مطلب را قبول ندارد و . . . و يا اين‌كه كم كم به پايان بحث نزديك شده و بگويد : من چگونه اعتراف نمايم و سخن شما را بپذيرم درحالىكه هنوز مراد خودم را به روشنى بيان نكرده‌ام و نقاط ضعف و ابهامى در كار هست و چون فرصت گذشته در جلسه بعدى با يكديگر به بحث و تبادل‌نظر خواهيم پرداخت . بدين‌وسيله جلسه را ختم كرده و از همان‌جا به سراغ كتب مورد حاجت يا دانشمندان فنّ رفته و با آن‌ها به مشورت پرداخته و نقاط ضعف خويش را يافته آن‌ها را بر طرف سازد ، مجددا با آمادگى نسبتا خوبى در جلسه بعدى شركت كند ، باشد كه اين بار او بر خصم غالب آيد . طريق پنجم : در قدم پنجم پس از اين‌كه دستش از همهء طرق قبلى خالى ماند ،