على محمدى خراسانى
390
شرح منطق مظفر (فارسى)
2 . تعليمات للمجيب بخش دوم ، وصايا ، سفارشات و آموزشهايى است به شخص مجيب كه در مقام مجادله چگونه وارد بحث شود ؟ چگونه سؤالات سائل را جواب دهد ؟ و به چه نحوى از وضع خويش دفاع كند ؟ مقدّمه شخص سائل چنانكه قبلا گفته آمد هميشه به يك وضع ، معترض و منتقد بوده و موضع تهاجمى دارد و سؤالات پىدرپى را مطرح مىكند تا شخص مجيب را در بن بست قرار داده و وادار به اعتراف نمايد . متقابلا شخص مجيب وضعى را پذيرفته و بدان ملتزم شده و در برابر تهاجمات خصم و بمباران سؤالات او ، حالت تدافعى به خود مىگيرد و اجازه نمىدهد كه خصم مهاجم به حريم وضع او نفوذ كند ( شبيه اينكه در خارج عدّهاى در سنگرها ايستاده و مقاومت مىكنند و دشمن بر آنها شبيخون زده و هجوم آورده و مىخواهد آنان را تارومار كرده و از سنگرهايشان بيرون بكشد ) . واضح است كه شخص مدافع ، معمولا ضعيفتر از مهاجم و نزديكتر به شكست است و قدرت مقاومت آنچنانى ندارد و هر لحظه در معرض آن است كه سنگرش سقوط كرده و به دست دشمن بيافتد ، و سرّ مطلب آن است كه شروع مبارزه و پرسش و پاسخ به دست فرد يا گروه مهاجم است و آنان دستشان باز است كه از هرطرف خواستند هجوم برده و به هرگونهاى سؤالاتشان را تنظيم كنند تا زودتر به هدف رسيده و فاتح نبرد ميدان سخن و بحث آزاد شود . از آنجا كه سؤال سائل پيوسته از مشهورات عامّه و يا از مسلّمات خصم ( مجيب ) است ، مجيب به ناچار با وى همراهى كند و مرتّب به مشهورات اعتراف كند اينجا است كه موضع سائل قوىتر از موضع مجيب است و كار مجيب به مراتب سختتر و دقيقتر از كار سائل است . حال منطقى چه توصيههايى به شخص مجيب و مدافع دارد كه بتواند به راحتى به سؤالات سائل جواب داده و در دام اقرار ، اعتراف و تسليم شدن نيافتد ؟ مىفرمايد : در اينجا پنج راه اساسى وجود دارد كه مجيب بايد آنها را بپيمايد و از آنها استفاده كند و اين طرق در عرض هم نيستند تا مجيب مجبور باشد در يك مباحثه همهء آنها را بپيمايد ، بلكه در طول هم و مترتّب بر يكديگر هستند يعنى در مرحلهء اوّل تا مىتواند از اوّلين طريقهاى كه ارائه خواهد شد حركت كند و خصم را مغلوب و