على محمدى خراسانى

385

شرح منطق مظفر (فارسى)

حال طريقهء اعتراف و اقرار گرفتن از اشخاص هم فرق دارد به دليل اين‌كه انسان‌ها فرق دارند و به دسته‌جات مختلف تقسيم مىشوند و در برابر هر دسته‌اى راهى وجود دارد . مثلا پاره‌اى انسان‌ها بسيار خجالتى و باحيا هستند و متقابلا پاره‌اى از افراد بسيار وقيح ، بىحيا ، گستاخ و صلف ( پرمدعا و لاف‌زن ) هستند . در ميان اين دو حاشيهء افراط و تفريط مراتب و درجات گوناگون ، و انسان‌هاى مختلفى وجود دارند . يا از جهت ديگر پاره‌اى از افراد بسيار صابر ، شكيبا ، چابك و تيزتك در سخن و بحث هستند و متقابلا كسانى هم ضعيف ، ناتوان ، خوار و ذليل هستند و ميان آن دو مراتبى وجود دارد . يا پاره‌اى از انسان‌ها بسيار ماهر ، زبردست و زبان‌زن هستند و گروهى عاجز ، ناتوان و داراى لكنت‌زبان هستند و ميان آن‌ها درجاتى وجود دارد . يا مثلا برخى از افراد بسيار اعتماد به نفس داشته و به رأى خود بسيار اعتماد دارند و در برابر عقيدهء خود سخت‌گير ، لجوج و متعصّب هستند و برخى مقلّدصفت و بسيار حالت اطاعت و تسليم در برابر ديگران دارند و ميان آن دو مراتب و درجاتى است و هر كدام از اين طبقات شأنى و خصوصيّتى مخصوص به خود دارند كه بايد شخص مجادل سائل به نيكى اين افراد را بشناسد و در مقام بحث از راهش وارد شود و طريقهء مناسب با همان را برگزيند و در مثل مشهور عربى گويند : « لكل مقام مقال » و در فارسى گويند : هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد . حال مجموعهء طرق و راه‌هاى اساسى اعتراف‌گيرى از خصم را در ده فصل كلّى و طريقهء اصلى عرضه مىكنيم . 1 . بايد توجّه داشته باشد كه از همان ابتداء مستقيما به سراغ مطلوب نرفته و سؤالى از مطلوب خويش ننمايد و گرنه چه‌بسا مجيب از ابتدا ناراحت شده و تعصّب به خرج دهد و حاضر به بحث نشود و يا اين‌كه چون در آغاز بحث آمادگى بيشترى دارد فورا پى به مقصود سائل برده و از در انكار و مخالفت درآمده و سائل را ناكام بگذارد ، بلكه از دورترها شروع كند و سؤالات غيرمربوطى بپرسد تا كم‌كم كه ميدان مباحثه گرم شد و تمامى چشم‌ها و همهء حواس‌ها به آن‌ها متوجّه شد وارد مبحث اصلى شده و از مطلوب خويش بپرسد . شبيه دو قهرمان كشتى در وسط تشك ، كه يكى از آن دو خام و ناپخته باشد و ديگرى بسيار پخته و صاحب فنون باشد كه اوّلى به مجرّد ورود در مبارزه ،