على محمدى خراسانى

365

شرح منطق مظفر (فارسى)

مبحث دوم مواضع مبحث اوّل از مباحث صناعت جدل ، پيرامون اصول و قواعد بود كه بيان شد . اينك مبحث دوم از سه مبحث اين باب ، در رابطه با مواضع است و در آن پنج بحث مطرح است : 1 . معناى موضع مطلب اوّل از مطالب پنج‌گانه باب دوم ، مربوط به بيان معناى مواضع است . كلمهء مواضع ، جمع موضع است و تعبير به موضع در اين باب اهميّت ويژه‌اى دارد . به‌جا است كه قبل از هرچيز با معناى آن در اين صنعت آشنا شويم . معناى لغوى كلمه روشن است چون موضع اسم مكان است و به معناى جايگاه و محلّ استقرار هر چيزى است . ولى در اصطلاح صناعت جدل ، معناى خاصّى دارد كه مرحوم مظفر رحمهم اللّه به دو بيان آن را مىآورند و قبل از آن مىتوان موضع را به قانون كه در تعريف منطق آورده‌اند تشبيه كرد و همان‌طورى كه قانون عبارت است از قضيّهء كليّه‌اى كه احكام جزئيّات و مصاديق آن ، از او شناخته مىشود ( مثلا كلّ فاعل مرفوع ، كل ظاهر حجة و . . . ) موضع هم يك چنين معنايى دارد . بيان اوّل : موضع عبارت است از اصل يا قاعدهء كليّه‌اى كه قضاياى مشهورهء فراوانى از آن منشعب و بر آن متفرع مىشوند و حكم همهء آن‌ها از اين اصل و قضيّهء كلّى سرچشمه مىگيرد . بيان دوّم : موضع عبارت است از هر حكم و تصديق كلّى ، كه از آن سلسله‌اى از احكام و تصديقات مشهوره ، منشعب شود ( همانند لولهء اصلى و شاه‌لولهء آب كه از آن لوله‌ها و شاخه‌هاى فرعى انشعاب پيدا كرده و ميان منازل و ساكنان شهر يا روستا تقسيم مىشود ) و بر آن قضاياى مشهورهء بسيارى متفرع مىگردد كه اين قضايا در مقايسه با آن قضيّهء اصلى و بالنسبة به آن جزئى هستند ( و به اصطلاح منطقيون ، جزئى اضافى هستند ) اگرچه خود اين قضايا في حدّ نفسها قضاياى كلّى هستند كه مشتمل بر مصاديق و جزئيّات بسيار هستند . نكته : قضاياى جزئيّه‌اى كه از قضيّهء اصل و كليّه ( موضع ) انشعاب پيدا مىكنند بايد