على محمدى خراسانى
339
شرح منطق مظفر (فارسى)
است . بيان ذلك : گاهى نياز است كه معلّم در آغاز تعليم علمى ، يك سلسله قضايا را به متعلّم عرضه كند كه فعلا اين مقدّمات براى متعلّم از مصادرات است يعنى يك سرى مبادى است كه متعلّم با ترديد و استنكار آنها را مىگيرد و خواهان دليل است و از طرفى هم هنوز توانايى اقامهء برهان و دليل بر آنى مطلب را ندارد ، بايد صبر كند و انتظار بكشد تا در اواسط علم يا اواخر آن به مناسبت و در باب خود ، براهين آن قضّيه اقامه شود تا تأثير بيشترى در نفس داشته باشد و از طرفى هم فعلا و در آغاز راه نمىتواند متعلّم را بىجواب بگذارد و لذا با استفاده از جدل يعنى مقدّمات مشهوره و مسلّمه فعلا داروى مسكنى به او مىدهد تا درد را آرام سازد و در فرصت مناسب به معالجة اصلى اقدام كند . مقدّمات جدلى او را مطمئن مىسازد و فعلا احساسات او را فرومىنشاند و قانع مىشود كه بايد قدرى صبر كند و صبر اگرچه تلخ است و ليكن بر شيرين دارد و در اثر صبر نوبت ظفر آيد . 4 . فائدهء جنبى ديگر اين صنعت اين است كه هر انسانى بهطور فطرى و غريزى خواهان پيروزى و غلبه در هر رشتهاى و بر هر رقيبى است چه مطلبش حقّ باشد يا باطل چه در انظار مردم باشد يا دوبهدو با يكديگر مجادله كنند و . . . ، صنعت جدل صاحبش را قوّت مىبخشد كه به اين آرزو نائل شود چون شخص مجادل اهل محاوره ، مخاصمه و مراوغه است و آمادگى كامل براى اين منظور دارد و زبانباز ماهرى است و همان طورى كه يك شمشير باز ماهر در ميدان مسابقه بر حريف غالب مىشود همينطور مجادل هم با شمشير بيان تاختوتاز كرده و ميداندار مىشود و عنان سخن را در دست گرفته و بر مركب سخن سوار و به هر مقصدى كه بخواهد مىتازد و پيش مىرود و به ويژه اگر خصم او و طرف بحث وى فردى ضعيف باشد كه با او هماورد نيست كه در اين صورت ميدان سخن براى او وسيعتر است مخصوصا در عصر ما كه منازعه و مناظره در آراء و انديشههاى سياسى ، اجتماعى و . . . فراومان و بازار اين مباحث از طريق راديو ، تلويزيون ، روزنامه ، مجله و كتاب بسيار داغ است و بر سر هر كوىوبرزن طرفداران اين جناح و آن جناح ، اين خطّ و آن خطّ ، اين حكومت و آن حكومت همواره با يكديگر مناظره داشته و با شور و حرارت تا پاى جان از مرام ، مسلك ، عقيده و رأى خود و رهبرانشان دفاع مىكنند ، كه « انّ الحياة عقيدة و جهاد » .