على محمدى خراسانى

33

شرح منطق مظفر (فارسى)

« در باز است » ، و « هر بازى پرنده است » ، « پس در پرنده است » . « اين شير است » ، و « هر شيرى درنده است » ، « پس اين درنده است » . يا در مثال : « الذهب عين » ، و « كل عين تدمع » « فالذهب تدمع » ( تدمع : اشك مىريزد ) . كه نتيجه قطعا كاذب است زيرا طلا گريه نمىكند و علّت بطلان اين است كه حدّ وسط يعنى كلمهء « عين » مشترك لفظى است و در صغرى از آن ، خصوص مادّهء معدنى اراده شده و در كبرى از آن چشم و عضو گريه‌كننده اراده شده ، لذا منتج نيست ( در حقيقت مغالطه است نه برهان ) . 2 . قاعدهء ثانيه : مقدمه : منطقيون ، اختلاف در نتيجه را به اين مىدانند كه گاهى نتيجهء حق ، ايجابى باشد و گاهى سلبى ، و سبب عقم و بىنتيجه بودن قياس را نيز همين مىدانند . سرّ مطلب را از زبان مرحوم ملا عبد اللّه يزدى مىشنويم : « و الاختلاف دليل عدم الانتاج فان النتيجة هو القول الاخر الّذي يلزم من المقدمتين فلو كان اللازم من المقدمتين الموجبة لما كان الحق في بعض المواد هو السالبة و لو كان اللازم منهما السالبة لما كان الحق في بعض المواد الموجبة » . « 1 » حال اين مقدمه هم براى قاعده ثانيه و هم ثالثه و هم خامسه از قواعد عامهء مورد بحث ، نافع است . با حفظ اين مقدمه مىگوييم : قاعدهء ثانيه از قواعد عامّه ، و شرط دوّم از شروط عام و كلى قياس اقترانى ، عبارت است از : ايجاب يكى از دو مقدّمه ؛ يعنى قياس اقترانى هنگامى منتج است كه حداقل يكى از دو مقدمهء آن ( صغرى يا كبرى ) ، قضيهء موجبه و داراى نسبت ايجابى باشد ، پس از دو قضيهء موجبه و از يك موجبه و يك سالبه ، قياس منتج است ، امّا از دو قضيهء سالبه ( چه سالبتين كليتين و چه جزئيّتين و چه مختلفتين ) قياس عقيم است . اين قاعده ، در همهء اشكال اربعهء قياس اقترانى معتبر است . برهان اين قاعده : حدّ وسط در استدلال ، يك كار اصلى انجام مىدهد و آن ايجاد صلة و پيوند ميان حدّ اكبر و حدّ اصغر است ، امّا در قضيهء سالبه اين نقش را بازى نمىكند

--> ( 1 ) . عبد اللّه بن شهاب الدين ( مولى عبد اللّه ) ، الحاشيه على تهذيب المنطق التفتازانى ، چاپ المكثبة العلمته الاسلامية ، ص 119 .