على محمدى خراسانى
312
شرح منطق مظفر (فارسى)
صورى و غايى تصورى بوده كه موجود شده و الّا هرگز موجود نمىشد . علّت مادّى : در اينجا با تفصيل ، مطلب سه صورت دارد : 1 . در بسيارى از امور و موجودات طبيعى و تكوينى عالم ، مطلب از اين قرار است كه « عند حصول العلة الماديه » يعنى عند حصول الاستعداد ، حتما علّت صورى و صورت نوعيّه هم بالفعل در خارج موجود مىشود و واضح است كه اينها بدون علّت فاعلى موجود نمىشوند . فاعل هم كه خداوند و معطى الوجود است بدون علّت غائى ، فعلى انجام نمىدهد پس همهء علل در اينجا نيز جمع هستند و از علم به علّت تامّه ، علم به معلول حتمى است . بيان ذلك ؛ از طرفى فرض اين است كه علّت مادى يا مادّه ، استعداد و قابليتش از براى قبول صورت ، تامّ و تمام است يعنى مثلا بذر در سرزمين طيّب و طاهر و آماده براى كشتوزرع پاشيده شده و يا هستهء فلان درخت در زمين مناسب براى بوجود آمدن درخت خرما پنهان شده و در شرايط آبوهوائى مناسب و در فصل مناسب مرتب آبيارى انجام شده بگونهاى كه همهء جهات مربوط به انفعال و تأثر و استعداد ، موجود است و در يك كلام ، قابل ، قابليّتش تامّ است . يا مثلا نطفهء انسان يا حيوان ديگر در زمان مناسب و با شرايط مناسب در رحم ماده از همان نوع قرار داده شده و همهء زمينهها از براى رشد و تبديل آن به يك انسان يا يك موجود زندهء ديگر فراهم است و كمبودى از جهات قابليّت نيست و بالقوه اين موجود و مادّه ، يك خوشهء گندم ، يك درخت خرما ، يك انسان ، يك اسب ، يا . . . است وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً « 1 » گوئى چنين مادّه مستعدّى با زبان حال و تكوين مىگويد : بار الها ! مرا به يك درخت تنومند يا يك انسان كامل و . . . تبديل كن و فلان صورت نوعيّه را به من اعطا كن . از طرفى هم فاعل و معطى الوجود ، ذات اقدس بارى الكائنات ( آفريدگار هستى ) فاعليّتش تامّوتمام و آمادهء فيضبخشى ، افاضهء فيوضات و اعطاء وجودات است و هيچ كمبودى در اين ناحيه نيست چون ذات حقّ موجودى مجرّد و نامتناهى و داراى قدرت نامتناهى است . پس نسبت او به همهء موجودات يكسان ، نسبت قدرت هم كه عين ذات است به همهء موجودات عالم يكسان است . بنابراين مقتضى از ناحيهء ذات حقّ
--> ( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 58 .