على محمدى خراسانى

307

شرح منطق مظفر (فارسى)

الحيوان مركّب من الاضداد « صغرى » و كلّ مركّب من الاضداد يفسد « كبرى » فالحيوان يفسد او فاسد « نتيجه » 3 . علّت صورى از آن به صورت هم تعبير مىشود و مراد از صورت همان فعليّت شيىء است كه داراى فلان صورت نوعيّه باشد و گاهى از آن تعبير به « ما به الوجود مىشود » يعنى چيزى كه به سبب او شىء در خارج فعليّت پيدا كرده و بالفعل موجود مىشود و واضح است تا به مادّه صورت نوعيّهء خاصّى مقترن نشود آن مادّه متحقّق و متكون نشده و فعليّت پيدا نمىكند مثلا هيئت و صورت نوعيّهء سريرى ( تخت ) كه وقتى در مادّه يعنى چوب و ميخ موجود شد تخت يا منبر ايجاد مىشود . هم‌چنين هيئت ساختمان و صورت نوعيّه انسانى كه بر روى جنين و نطفه مىآيد و به واسطهء اين صورت آن نطفهء انسان بالفعل مىشود و گرنه بدون آن انسان بالقوّه بوده است . مثال اخذ علّت صورى در وسط برهان : سؤال : چرا اين زاويه قائمه است ؟ در جواب : به علّت اين‌كه دو ضلع آن عمود بر يكديگر هستند . شكل منطقى استدّلال : هذه الزاوية ضلعاها متعامدان « صغرى » و كلّ زاويه ضلعاها متعامدان قائمة « كبرى » فهذه الزاويه قائمة « نتيجه » 4 . علّت غائى به آن غايت و مقصد و هدف نيز گفته مىشود و گاهى از آن به عنوان « ماله الوجود » تعبير مىشود يعنى آن چيزى كه براى خاطر آن فلان شىء موجود و متكون شده ، خالق هستى و معطى الوجود ، فلان موجود را براى فلان هدف آفريده يا فلان صانع ، فلان مصنوع ، را براى فلان هدف ساخته است . هدف و غايت ساختن تخت عبارت است از جلوس بر آن ، هدف از ساختن منزل ، سكونت در آن است و . . . ، مثال براى اخذ علّت غائى يا غايت در وسط برهان :