على محمدى خراسانى

298

شرح منطق مظفر (فارسى)

سه‌گانه فكر و انديشه دارد و تا به مبادى تصديقى متناسب ( كه خود يا بديهى باشند يا به بديهيّات منتهى شوند ) دسترسى پيدا نكنيم هرگز عالم به آن قضيه نخواهيم شد . پس از دسترسى به مبادى مناسب و كسب صغرا و كبراى متناسب با اين مجهول ، البتّه قياس و استدلال در نزد عقل حاضر شده و برهان شكل مىگيرد و از طريق لمّى يا انّى مجهول را تبديل به معلوم مىكنيم ، بنابراين علّت و سبب يقين كه خودبه‌خود در نزد عقل حاضر باشد نيازى به كسب و نظر ندارد ، آرى علّت يقين ( قياس غايب از نظر و غير حاضر ) محتاج به نظر و فكر است . در اينجا لازم است آن‌چه را در آغاز همين امر پنجم گفتيم تكرار كنيم كه : آن‌چه باعث مىشود ما براى يقين به قضيّه به سراغ قياس رفته و مقدّمات را در ذهن حاضر كنيم ، همان قضيّه بديهى اوّليّه است كه « هيچ ممكنى در عالم بدون علّت تامّه نمىشود » از آن‌جا كه يقين به قضيّه امرى ممكن است پس محتاج به علّت است و علّت همان صغرى و كبرى است ، و با احضار مبادى تصديقى كه كسب كرده‌ايم قياسى تشكيل مىدهيم . البتّه رسيدن به نتيجه و علم به آن حتمى است و اين به مقتضاى بديهى دوم است كه « تخلّف معلول از علّت تامّه از محالات است » . پس روشن شد كه : كجاها نيازمند برهان هستيم ، و هر برهانى چگونه مبتنى بر آن دو بديهى است و بدون آن‌ها يقين به نتيجه حاصل نمىشود ؛ و با صرف‌نظر كردن از آن دو قضيه بديهى ، هيچ برهانى شكل نمىگيرد . 6 . اقسام برهان لمّى قبل از بيان اقسام برهان لمّى نكاتى را مىآوريم : اوّل . در مباحث قبلى گاهى تعبير مىكردند به اين‌كه اوسط ، علّت يا معلول ثبوت اكبر در اصغر است . سرّ اين تعبير در اين درس روشن خواهد شد . البتّه منطقيون اين بحث را جداگانه مطرح نكرده‌اند ولى مرحوم مظفر آن را به صورت امر ششم ، عليحده بحث كرده‌اند . دوم . چنان‌كه در قياس ( باب پنجم ) از حيث هيئت ، حدود قياس عبارتند از : حدّ اصغر حدّ اوسط و حدّ اكبر و از اين مجموعه سه قضيه تشكيل مىگردد كه عبارتند از : صغرى ، كبرى ، نتيجه . هنگامى كه در قضيهء صغرى اوسط را با اصغر مىسنجيم از سه حال خارج نيست :