على محمدى خراسانى

278

شرح منطق مظفر (فارسى)

دشمن بتازند و فتح و ظفر را نصيب خويش سازند و آزادانه به مسلخ عشق و قربانگاه ميادين جنگ روند و اين در سايه خطبه‌هاى مؤثّر و آتشين ايجاد مىگردد ، شبيه خطبه‌اى كه « طارق بن زياد » فرمانده لشكر مسلمين در فتح اسپانيا ايراد كرد كه در تاريخ معروف است كه پس از اين‌كه دستور داد كشتىهايى را كه با آن از دريا عبور كرده‌اند و همچنين آنچه كه از خواربار و مواد غذايى همراه دارند همه را آتش بزنند و فقط به اندازهء يك وعده غذا نگهدارند . . . در فرازى از خطبه گفت : اى لشكر مسلمان دريا پشت سر شما و دشمن پيش روى شما است ، در پيش‌رو اميد زندگى هست امّا در پشت‌سر مرگ قطعى است ! اكنون جز استقامت و تحمّل چاره‌اى نداريد . . . . اصولا منحصر به رهبران سياسى و فرماندهان نظامى نيست بلكه هر رئيسى و هر صاحب دعوتى كه مىخواهد مردم و جامعه به او روى آورند ، و از وى پيروى كنند ( چه صاحب دعوت حقّه باشد مثل انبياء عظام الهى و چه صاحب دعوت باطله مثل پيامبران دروغين تاريخ ) براى اقبال جامعه به آنها از اين صناعات مستغنى نيستند . در خاتمه به دو نكته اشاره مىشود : الف . مؤلفان منطق دو گروه‌اند : آنها كه منطق را به عنوان مقدمهء فلسفه نوشته‌اند مانند ابن سينا در اشارات و حكيم سبزوارى در منظومه تنها به دو صنعت برهان و مغالطه اهتمام ورزيده‌اند . بر اينها ايرادى نيست چون فن خطابه و جدل و شعر به درد مسايل فلسفى نمىخورد . 2 . آن دسته از مؤلفين كه به‌طور مستقل در باب منطق كتاب نوشته‌اند همانند شرح مطالع ، شرح شمسيه و . . . بر اين‌ها اعتراض وارد است كه چرا بدون عذر موجّه صناعات خمس را عموما و اين سه صنعت را خصوصا نياورده‌اند ؟ ب . از ميان صناعات خمس از همه مهم‌ّتر و مورد نيازتر سه صنعت است كه عبارتند از : صنعت برهان ، صنعت جدل ، صنعت خطابه . و در قرآن شريف : به اين سه صنعت اشاره شده آنجا كه مىفرمايد : ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ « 1 » كه مراد از حكمت همان برهان و استدلال محكم است و مراد از موعظهء حسنه

--> ( 1 ) . سورهء نحل / 125 .