على محمدى خراسانى
276
شرح منطق مظفر (فارسى)
4 . خطابه : عبارت است از قياسى كه مفيد تصديق ظنى است و هدف اقناع جمهور است يعنى خطيب با يك خطابه مىتواند احساسات برانگيخته هزاران انسان را خاموش سازد و با وعدهها ، وعيدها و استفاده از مقبولات ( قبلا معنى شد ) آنها را قانع كند . 5 . شعر : عبارت است از قياسى كه اصلا مفيد تصديق نيست بلكه صرفا موجب تأثير در نفس و ايجاد تخيّل و تعجّب مىشود و غرض همان حصول انفعالات و تأثرات نفسانيّه است . حال اين اقسام پنجگانه را « صناعات » مىگويند كه جمع صناعت است و صناعت يا صنعت به معناى ملكهء نفسانيه و قدرت مكتسبهاى است كه آدمى در اثر ممارست و مداومت بر امرى از امور و رشتهاى از رشتهها آن را تحصيل كرده و براى اهدافى كه دارد به كار مىبرد بهگونهاى كه از روى بصيرت و آگاهى كامل انجام مىگيرد . بنابراين كسى كه آگاهانه و با عمد و التفات و آشنايى به همه مبانى مغالطه و انواع مغالطات لفظى و معنوى آن را به كار مىگيرد ، داراى صنعت مغالطه است . امّا كسى كه هيچ آشنايى به اين امور ندارد احيانا اگر در موردى هم مغالطهاى كرده باشد نمىگويند كه وى داراى اين صنعت است همانطور كه اگر كسى اتفاقى داروئى داد و مريضى بهبودى حاصل كرد نمىگويند كه او داراى صنعت طبابت است . صناعت دو شعبه دارد : 1 . علمى ، مثل : اجتهاد در احكام شرعيه يا برهان بر هر امرى از امور نظرى و . . . 2 . عملى ، مثل : مثل طبابت ، و . . . صناعات خمس موردنظر از صناعات علمى است كه در موارد بسيار ، مفيد فايده است . فائده صناعات خمس نكته دوم : در مورد منافع و فوايد صناعات خمس است و اينكه انسان چه نيازى به اين صناعات دارد ؟ فايدهء برهان و مغالطه : اين دو معمولا در علوم نظرى و استدلالى محض و علوم مربوط به حقائق و واقعيات عالم به كار مىرودند ، مثلا در فلسفه ، كلام ، رياضيات و . . . و اگرچه مخصوص قشر خاصى هستند يعنى موارد استفاده آن نزد گروهى است كه در اين وادى گام برمىدارند و بدنبال اين گونه از علوم و دانشها مىروند و به درد عموم