على محمدى خراسانى
272
شرح منطق مظفر (فارسى)
7 . مشبهات هفتم از اصناف هشتگانهء تصديقات بديهى مشبهات هستند ، و آنها قضايائى هستند كه در واقع كذب محض هستند ، ولى در اثر مشابهت آنها با يقينيات و يا مشهورات ، مورد اعتقاد و تصديق واقع مىشوند . كاربرد آنها در صنعت مغالطه و قياس سفسطه است . علّت كاربرد آنها مىتواند اين باشد كه مخاطب انسان ضعيفى است و چندان قدرت تجزيهوتحليل مطلب را ندارد و مستدل بدين وسيله او را در مغالطه مىافكند و از آب گلآلود ماهى مقصود را مىگيرد و يا علّت اين است كه خود شخص مستدل علم چندانى نداشته و واقعا امر بر خود او هم مشتبه شده و غير برهان را بجاى برهان به كار مىبرد . و يا اغراض و مطامع ديگرى در كار است اعم از اقتصادى و سياسى و غيره . مشابهت قضاياى كاذبه با صادقه از دو ناحيه ممكن است : 1 . لفظى ، مثلا در استدلال از مشترك لفظى استفاده كرده كه در صغرى به يك معنى و در كبرى به معناى ديگر اراده شده است مثل : در باز است و هر بازى پرنده است . پس در پرنده است ، يا مثلا : از لفظى استفاده كرده كه در صغرى به معناى مجازى و در كبرى به معناى حقيقى است و حدّ وسط به درستى تكرار نشده مثل : زيد شير است و هر شيرى درنده است پس زيد درنده است . 2 . معنوى ، مثلا علّت ناقصه را بجاى علّت تامه گرفته ، و يا ما بالعرض را به جاى ما بالذات به كار برده و يا ماليس بعلة را به جاى علّت پنداشته ، ( قبلا براى اين قسمت مثالهايى آورديم ، بعدا هم به تفصيل در صناعت مغالطه خواهد آمد ) . كاربرد هريك از وهميات و مشبهات قياس مغالطهاى است ولى بيشتر از مشبهات استفاده مىشود .