على محمدى خراسانى
270
شرح منطق مظفر (فارسى)
6 . مقبولات قسم ششم از اقسام هشتگانهء تصديقات بديهى ، قضاياى مقبوله يا مقبولات هستند . آنها قضايا و تصدياتى هستند كه انسان از روى تقليد و تبعيت بىچونوچرا به آنها معتقد شده و تصديق پيدا كرده است . زيرا آنها را از كسانى اخذ و اقتباس نموده كه مورد وثوق و اطمينان وى مىباشند . در مورد علّت و منشأ اين اطمينان مىتوانيم موارد زير را بيان كنيم : الف . وجود يك امر سماوى ، مثلا يكى از پيامبران الهى از امرى خبر دهد ، يا حكمى از احكام و شريعتى از شرايع را بيان نمايد كه براساس عصمتى كه در امام عليه السّلام و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وجود دارد ، ما سخن او را تصديق كرده و از وى مطالبهء دليل نمىكنيم و ضمنا تصديق جزمى هم هست . ب . مزيد عقل و حكمت در شخص مخبر ، مثلا لقمان حكيم را كه در حكمت او ترديدى نداريم اگر سخنى از در موعظه و حكمت بيان نموده ، وى را تصديق مىكنيم بدون اينكه مطالب بالدليل باشيم يا اگر فيلسوفى قضيه و قاعدهاى را مطرح كرد ما بدون چونوچرا تصديق مىكنيم و . . . چه در بخش حكمت نظرى و چه عملى . ج . خبرويت و مهارت كامل فرد مخبر ، مثلا : طبيب ماهرى اگر بگويد : من در معاينات خود به اين نتيجه رسيدهام كه فلان دارو براى فلان مرض خوب است يا فلان مريض مبتلا به فلان مرض است . ما او را تصديق كرده و درصدد معالجهء مرض برمىآيد . همچنين اگر يك جامعهشناس خبير مطلبى را در باب جامعهشناسى و مسأله جمعيت ، حال و آينده به زبان آورد و در يك محاسبهء تحقيقى ، مطلبى را ابراز نمود ما او را تصديق مىكنيم . اين مطلب در مورد دانشمندان اخلاق ، روانشناسان ، اقتصاددانان ، سياستمداران و . . . نيز صدق مىكند . د . ابيات و اشعارى كه به عنوان شاهد مثال مطرح مىشود ، سبب اعتماد بدانها آن است كه مثلا اين بيت از يك شاعر معروف عرب زبان صادر شده و در هر زبانى شاعران بزرگ و اديبان سترگى هستند كه شعر آنها مورد استشهاد و استدلال قرار مىگيرد ، يا مثلا در خصوص زبان عربى آيات و روايات مورد استشهاد واقع مىشود . ه . ضرب المثلهايى كه بر سر زبانها است و هر صبحوشام مردمان آنها را به كار مىبرند و از جملهء مشهورات است . مثلا در عربى مىگويند : ما حكّ ظهرى مثل