على محمدى خراسانى

267

شرح منطق مظفر (فارسى)

بلكه عموميّت دارد و اين خود اقسامى دارد : الف . مسلمات عامّه كه در نزد همهء انسانها عموميّت دارند ، اين در هنگامى است كه قضيه‌اى نزد همهء مردم مشهور باشد و مما تطابق عليها آراء جميع العقلاء باشد همانند حسن عدل ، قبح ظلم ، احسان ، قبح خيانت و . . . ب . مسلمات خاصه : قضايائى هستند كه تنها گروه و طائفه خاصى از انسانها در برابر آن تسليم هستند و نزد ديگران از مسلمات نيستند كه اين سه شعبه دارد : 1 . نزد پيروان يك دين معروف و مسّلم باشند . مثلا ما مسلمانان اعم از شيعه و سنى قرآن را به عنوان كلام خداوند كه بر پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله نازل شده و وحى آسمانى است ، قبول داريم . سخنان پيامبر اسلام ، قول ، فعل و تقرير حضرت را عموما حجت مىدانيم . آن‌گاه در مقام مباحثهء يك عالم شيعى با دانشمند سنّى ، وى براى اثبات امامت و خلافت ، از آيات قرآن و سنت نبوى استفاده مىكند . 2 . در نزد يك ملّت و پيروان يك مسلك مورد قبول است . مثلا مسيحىها مطلبى را قبول داشتند و امام رضا عليه السّلام در جلسهء بحثى كه با علماء اديان داشت هر عالمى را از راه آنچه كه او خود قبول داشت و هم‌كيشان او قبول داشتند محكوم نمود . به قول مرحوم شهيد آيت اللّه مطهرى رحمهم اللّه : مأمون مجلس مباحثه‌اى براى علماى مذاهب و اديان تشكيل داده بود و حضرت رضا عليه السّلام نماينده مسلمانان بود . بين حضرت رضا عليه السّلام و عالم مسيحى دربارهء الوهيت يا عبوديت عيسى عليه السّلام بحث در گرفت عالم مسيحى براى عيسى مسيح مقام الوهيت و فوق بشرى قائل بود . حضرت رضا عليه السّلام فرمود : « عيسى مسيح همه چيزش خوب بود جز يك چيز و آن اينكه بر خلاف ساير پيامبران به عبادت علاقه‌اى نداشت » . عالم مسيحى گفت : « از تو اين چنين سخن عجيب است ، او از همه مردم عابدتر بود » . همين‌كه حضرت رضا عليه السّلام اعتراف عبادت عيسى را از عالم مسيحى گرفت فرمود : « عيسى چه كسى را عبادت مىكرد ؟ آيا عبادت دليل عبوديّت نيست ؟ آيا عبوديّت دليل عدم الوهيت نيست ؟ » به اين ترتيب حضرت رضا عليه السّلام با استفاده از امرى كه مقبول طرف بود البتّه مقبول