على محمدى خراسانى
257
شرح منطق مظفر (فارسى)
استقراء تام باشد و يا استقراء ناقص كه از راه تتبع اكثر موارد چنين حكمى را صادر مىكند . مثلا همهء انسانها مىگويند ، تكرار يك كار ملالآور است و انسان دوست دارد در زندگى تنّوع داشته باشد و به قول معروف : « لكلّ جديد لذّة » ( برخى از ماديّون مىگويند : زندگى تكرار مكّررات است پس چه بهتر كه دست به خودكشى زده و خود را از اين تكرار مكّررات بىپايان راحت كنيم ولى از ديدگاه يك انسان موحّد زندگى لحظه به لحظه سبب كمال ، رشد و تعالى انسان بوده و او را به زندگى سعادتمندانه جاودانى نزديك مىكند ) . يا مثلا پادشاه فقير و تهيدست حتما و ناگزير ستمگر خواهد بود چون با زورگوئى ، قتل ، غارت و به يغما بردن اموال مردمان مىخواهد ثروتمند شود و خيلى از مثالهاى اجتماعى ، اخلاقى ، اقتصادى ، سياسى ، فرهنگى ، نظامى وجود دارد كه از همين قماش استقرائيات مىباشد . بسيار پيش مىآيد كه مردم عامى در مقام قضاوت به يك يا چند مثال اكتفا كرده و حكم كلّى مىكنند و قضيه در ميان آنها مشهور مىشود و تا زمانى كه خلاف آن ثابت نشود بر آن حكم ، باقى مىمانند . مثلا اروپائيها از عدد 13 متنفرند و به آن فال بد مىزنند و اگر پلاك منزلى باشد خود عدد سيزده را نمىآورند بلكه 1 + 12 را مىآورند فقط بخاطر اينكه براى يك يا چند نفر پيشآمدى رخ داده و در هنگام دارا بودن اين عدد خاص ( حال سيزده ماشين داشته يا منزل يا گوسفند و . . . ) دچار مصيبت و نگون بختى گرديده است . در ميان ما ايرانيان هم سيزدهبدر در نوروز مشهور است در حالى كه اعداد تقصيرى ندارند . يا مثلا عربها از فرياد قارقار كلاغ يا صيحهء جغد فال بد مىزنند يا مثلا مردم جاهليت به وجود پيامبران فال بد مىزدند به فرمودهء قرآن كريم : قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ « 1 » و قرآن در جواب مىفرمايد : « طائِرُكُمْ مَعَكُمْ . . . » چه اينكه الآن هم در ميان مردمان كسانى يافت مىشوند كه به وجود سيّد يا روحانى فال بد مىزنند و همان افكار پوسيدهء جاهلى را دارند . آرى هنگامى كه سطح فرهنگ يك جامعه پايين باشد و مردم با حقايق سروكار
--> ( 1 ) . سوره يس آيه 18 .