على محمدى خراسانى
247
شرح منطق مظفر (فارسى)
و با قطعنظر از امر شارع داراى حسن بوده و بايستنى هستند و عقل ما مستقلا حسن آنها را ادراك مىكند و فاعل آنها را ستايش مىكند از قبيل عدالت ، احسان ، صدق و . . . و برخى از كارها ذاتا قبيح بوده و زشتى آن را عقل ما مىفهمد و فاعل آن افعال را مذّمت مىكند مانند ظلم ، اسائه ، خيانت ، كذب . و شارع مقدس امر نمىكند مگر به آنچه كه حسن و بايستنى باشد و نهى نمىكند مگر از چيز كه قبيح و نبايستنى و شعارشان اينست كه : « او امر و نواهى شارع مقدس تابع مصالح و مفاسد واقعيهاى است كه در متعلقات آنها وجود دارد . » حال هركدام از دو فرقه براى اثبات مدعاى خود دلائل و براهينى دارند كه در جاى خود قابل بحث و بررسى است و فعلا درصدد صحت و سقم آنها نيستيم ، آنچه مربوط به مطلب ما مىشود ، دليلى است كه اشاعره بر نفى تحسين و تقبيح عقلى بيان كردهاند كه : اگر حسن و قبح اشياء ، عقلى مىبود نبايستى ميان اين حكم عقل ( اشياء ، حسن و قبح عقلى دارند ) و حكم ديگر عقل ( كلّ بزرگتر از جزء است ) تفاوتى باشد . امّا بين اين دو حكم در نزد عقل تفاوت وجود دارد . پس نتيجه مىگيريم حسن و قبح اشياء عقلى نيست . مىدانيم كه اين استدلال ، از نوع قياس استثنائى اتصالى است و از راه ابطال لازم ، نتيجه مىگيريم ابطال ملزوم را . يعنى دو كار بايد انجام دهيم تا به نتيجه برسيم . اوّل . اثبات ملازمه : مصنّف در يك جمله فرموده : « لّان العلوم الضروريه لا تتفاوت » ؛ يعنى احكام عقل ضرورى و بديهى تفاوتى ندارند پس اگر حسن و قبح اشياء هم عقلى بديهى بود پس بايد مثل « الكلّ اعظم من الجزء » بود . دوم . ابطال لازم : يعنى بين آن دو تفاوت است زيرا كه در « الكل اعظم من الجزء » حتّى دو نفر هم اختلاف ندارند بلكه مورد قبول همگان است ولى در باب حسن و قبح اشياء اختلاف فراوان است و طرفداران حكمت و عدل الهى قائل به عقلى بودن حسن و قبح هستند ولى ما اشاعره طرفدار حسن و قبح شرعى هستيم و حسن و قبح عقلى را انكار مىكنيم .