على محمدى خراسانى

245

شرح منطق مظفر (فارسى)

بنى آدم اعضاى يكديگرند * كه در آفرينش ز يك گوهرند چو عضوى به درد آورد روزگار * دگر عضوها را نماند قرار چرا دنيا تجاوز آمريكا را به ويتنام و گرانادا محكوم مىكند ؟ چرا بشريّت ، تجاوز ارتش سرخ را به افغانستان محكوم مىكند ؟ و چرا بشريّت ، تجاوز صرب‌ها را به منطقهء مسلمان‌نشين بوسنى و هرزگوين محكوم مىكند ؟ تمام اين‌ها براساس همان وجدان و فطرت بيدار انسان‌ها است كه اين اعمال ننگين و قرون وسطائى متجاوزان را محكوم مىكند . و اين دادگاه تاريخ است كه ظلم ، جنايت و خيانت هزاران انسان را در طول صدها سال ديده و همواره براساس وجدان و فطرت بيدار انسانها ، حكم به محكوميت متجاوزين مىنمايد . اين دسته از احكام و قضايا كه همهء عقلاء عالم به مقتضاى حكم عقل آنها را قبول دارند ، آراء محموده ( افكار و نظريات پسنديده و ستوده ) ناميده مىشوند و نام ديگر آنها تأديبات صلاحيّه است يعنى از آن رهگذر كه اين امور به صلاح جامعه است ، هر انسانى نفس خويش را مؤدب ساخته تا بدانها تن در دهد و خود را ملزم سازد . اين گونه قضايا از مشهورات صرفه هستند يعنى از امورى كه وراء تطابق آراء عقلاء واقعيتى ندارند بلكه تمام حقيقت آنها به همين اشتهار و تطابق آراء عقلاء است و چنان‌كه گفتيم سبب اين تطابق آراء همان ادراك مصلحت عامه يا مفسدهء عامه‌اى است كه در اين‌گونه اعمال موجود است . ضمنا « عقل عملى » حاكم به حسن و قبح اين گونه موارد مىباشد . بيان ذلك : عقل به معناى قوهء مدركه است كه انسان با آن كليّات را ادراك مىكند و اين قوهء دو شعبه دارد : شعبهء عقل نظرى و شعبه عقل عملى . با عقل نظرى ، امورى را درك مىكنيم كه از مقوله دانستنىها و از امور نظرى هستند يعنى شناخت آنها مطلوبيّت دارد و ربطى به مقام عمل و به كار بستن ندارند . مثلا شناخت اينكه : كل از جزء بزرگتر است ، تناقض محال است ، اجتماع ضدّين باطل است . با عقل عملى امورى را كه از مقولهء به كار بستنىها و از امور عملى باشند ، ادراك