على محمدى خراسانى
236
شرح منطق مظفر (فارسى)
2 . مظنونات قسم دوم از مبادى هشتگانهء بديهيات كه هر استدلال و قياسى ناگزير از منتهى شدن به آنها است تا منتج باشد مظنونات است . كلمهء مظنونات جمع مظنونة كه از ريشهء ظن مشتق شده و اين كلمه همانند كلمه يقين داراى دو معنى است : 1 . ظن به معناى اعم : اعتقاد مطلق نسبت به يك امر غائب ، براساس حدس و تخمين است . قيد « حدس و تخمين » در اينجا ضرورى است زيرا ؛ اگر آن امر را ديده باشد ، جزء مشاهدات ، و از بديهيات يقينى محسوب مىشود ؛ و اگر داراى دليل شرعى باشد ( مانند ظاهر آيات و روايات و يا امور نقلى ) شرعا متعبد به قبول است ، و اگر امر بر برهانى از امور عقلى استوار شده باشد به حكم عقل ملزم به قبول خواهد بود . مثلا عدّهاى از مشركان عرب در اثر انحطاط فكرى و نداشتن علم و دانش ، خداوند را با خود قياس كرده و براى او همسر و فرزندانى قائل بودند و از جملهء پندارهاى باطل آنها اين بود كه فرشتگان را دختران خدا مىدانستند . قرآن كريم از سه طريق تجربى ، نقلى و عقلى به آنها پاسخ داده « 1 » و نظريهء باطل آنها را برملا ساخته است : امّا از طريق حسّى : أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ امّا از طريق عقلى : أَمْ لَكُمْ سُلْطانٌ مُبِينٌ امّا از طريق نقلى : فَأْتُوا بِكِتابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اين مثال بسيار گويايى است براى تأمين هر سه جهت كه اعتقاد به يك امر غايب يعنى مؤنث بودن فرشتگان باشد كه نه ديدهاند نه دليلى از وحى و كتب آسمانى دارند و نه برهان و سلطان مبينى دارند كه قاطع عذر باشد . ) كلمهء ظن برحسب لغت عرب و تتبع موارد استعمال آن در زبان عاميانه و عرب زبانها به همين معناى وسيع استعمال شده « الظّن اى : مطلق الاعتقاد في غائب . . . » .
--> ( 1 ) . سورهء صافات آيات 149 تا 160 .