على محمدى خراسانى

230

شرح منطق مظفر (فارسى)

د : تفاوت حدسيات و تجربيات و متواترات با اوليات و مشاهدات و فطريات . هر انسانى كه با علوم مختلف سروكار دارد و قضاياى آنها را مورد دقّت و مطالعه قرار مىدهد با قضاياى حدسى زيادى روبرو مىشود كه هيچ شكى در اصل قضيه و تصديق ندارد ، تنها خصوصيتشان اين است كه در حدسيات بقيهء افراد با او مشترك نيستند ، و مىدانيم كه ، اين قضايا را با تلقين نمىتوان به افراد آموخت كه : شما هم مثل من حدس بزنيد و چنين قطعى پيدا كنيد . مگر اينكه راهى را كه شخص حدس‌زننده رفته ، ديگرى هم طى كند و همان شرائط علمى و روحى را داشته باشد ، ( يعنى صفاى نفس ، درجه علمى ، تيزهوشى ، سرعت انتقال ) تا بتواند به آن حدس قطعى برسد . حال اگر كسى اين امر حدسى را انكار كند ، شخص حدس‌زننده راهى به سوى اثبات آن امر ندارد . همين خصوصيت در متواترات و تجربيات هم هست يعنى تا خود شخص ، تجربه و آزمايش نكند هرگز يقين پيدا نمىكند كه مثلا هر آتشى سوزنده است يا اينكه تا براى خود شخص خبرى در حدّ تواتر اثبات نشود ، هرگز يقين پيدا نخواهد كرد . به همين علّت افراد در اين امور متفاوت هستند به عبارت ساده‌تر همگانى نيست ، يعنى ممكن است براى برخى حدس يقينى حاصل شود و براى ديگران خير . امّا اولّيات همگانى است ، يعنى هر انسانى به درستى موضوع و محمول و نسبت بين آن دو را تصور كند چنين تصديق جزمى پيدا مىكند چه بخواهد يا نخواهد ، مشاهدات نيز براى هر انسانى كه واجد حسّ مربوطه باشد ، جزمى و يقين‌آور است ؛ و فطريات هم براى هر فردى كه داراى فطرت و عقل فطرى باشد و درست مطلب را تجزيه و تحليل كند يقين‌آور است . اين مطلب همگانى است و اختصاصى نيست . ه : فرق بين فكر و حدس در فكر ، انتقال ذهن از مبادى به سوى مطالب ، و تبديل مطلوب مجهول به نتيجهء معلوم ، تدريجى و گام‌به‌گام است . يعنى بايد مراحلى را پشت‌سر گذارد تا به نتيجه برسد . اين مراحل اصلى كه مكّرر در اين كتاب بدان اشاره شده ، عبارتند از : 1 . سير از مطلوب به سمت مبادى . 2 . سير در ميان مبادى به منظور يافتن معلومات مناسب . 3 . سير از مبادى به سمت مطلوب و تبديل آن به معلوم . ولى در باب حدس ، انتقال ذهن از مبادى به مطالب ، دفعى است يعنى يك دفعه و به