على محمدى خراسانى
22
شرح منطق مظفر (فارسى)
ديگر نيست بلكه در ضمن هر مادهاى قابل پياده شدن است . « 1 » ج . اقسام قياس قسمت سوم از مباحث باب قياس درباره تقسيمات آن است : بهطور كلى اين بحث در باب قياس از دو جنبه قابل بحث است : اول . از جنبه ماده قياس منظور مقدماتى هستند كه قياس از آنها تشكيل مىشود و از آن رهگذر كه مواد قياس مختلف و گوناگون بوده و هركدام نتيجهاى را مىدهند لذا بايد براى هركدام عنوانى را تعيين كنيم و البته در اين مبحث تمام عنايت به خود ماده قضيه است و كارى به هيئت و شكل آن نداريم . قياس به اعتبار مواد ، مقدّمات و مبادى تصديقى ، پنج نوع است : 1 . قياس برهانى 2 . قياس جدلى 3 . قياس خطابى 4 . قياس شعرى 5 . قياس مغالطهاى . وجه اين تقسيم آن است كه : يا مقدّمات قياس ، از قضاياى يقينيات است كه براى آدمى جزم صددرصد و مطابق واقع مىآورند كه به آن قياس « برهانى » مىگوييم ، يقينيات خود شامل شش قسم هستند : اوّليات ، مشاهدات ، حدسيّات ، فطريات ، متواترات و تجربيات ( چه اينكه برهان نيز اقسامى دارد و در جاى خود در باب ششم خواهد آمد ) ؛ و يا مقدّمات قياس ، از قضاياى مظنونات ( ظنآور ) است چه همهء مقدّمات آن و چه بعضى از آنها ( زيرا چنانچه بعدا خواهيم گفت نتيجه تابع اخسّ مقدمات است ) ، كه آن را قياس « خطايى » مىناميم ( لذا در مقام خطابه ، با يك روايت ضعيف گمانآور نيز مىتوان موعظه و پند و اندرز داد ) ؛ و يا مقدّمات قياس ، از قضاياى مسلّمات است ؛ يعنى قضايايى كه ميان طرفين بحث و جدل مورد قبول و تسليم هستند ، چه مطابق واقع باشند يا نه ، كه به آن قياس « جدلى » گويند ؛ و يا مقدّمات آن ، از مشهورات است كه خود شش شعبه دارد ( در مباحث صناعات خمس به آنها خواهيم پرداخت ) ؛
--> ( 1 ) . ما البته در شرح از اين رمز استفاده نخواهيم كرد و همان كلمه اذن يا فاء جواب و تفريع ، يا كلمه پس و بنابراين را ، بهكار مىبريم .