على محمدى خراسانى
215
شرح منطق مظفر (فارسى)
جسم نيست و . . . ولى تصور معناى اصلى واجب الوجود ، امرى دشوار است پس خفاء ، در ناحيه تصور موضوع است و گرنه تصديق واضح است . به همين دليل مرحوم خواجهء طوسى ( ره ) در تجريد الاعتقاد و مرحوم علامه در كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد ، ابتدا واجب الوجود را اثبات كرده و سپس تمامى صفات كماليّه و جماليّه و جلاليّه را بر آن متفرع مىسازند كه نيازى به اثبات جداگانه ندارد . ب . آنجايى كه اجمال و ابهام در ناحيهء محمول باشد و تصور صحيحى از آن نداشته باشيم ؛ مانند « الوجود موجود » كه اين مثال كاملا فنى است ولى مرحوم مظفر آوردهاند و قضيه از اين قرار است كه بحثى در ميان فلاسفه است در اين رابطه كه آيا وجود اصالت دارد ؟ يعنى آنچه در خارج منشأ آثار است و واقعيت دارد وجود اشياء است كه از آن به هستى اشياء تعبير مىكنيم ؟ يا آنچه اصالت دارد ماهيت اشياء است كه از آن به چيستى اشياء تعبير مىكنيم ؟ شيخ اشراق طرفدار اصالة الماهية بوده - به قول بعض از اساتيد بزرگوار : شيخ اشراق بعدها مستبصر شد و از اصالة الماهوى بودن ، برگشت منتها اين بحث همچنان مانده و به دو منسوب است - امّا محققين از فلاسفهء مشاء و پيروان حكمت متعاليه عموما طرفدار اصالة الوجود هستند . اصولا در رابطه با اصالت ماهيت يا وجود برحسب حصر چهار احتمال متصور است : 1 . هردو اصيل و واقعيتدار بوده و در خارج بهطور مستقل موجود باشند اين احتمال مستلزم آن است كه هر شيئى در خارج دو واقعيت و دو شيئى باشد ( و هو باطل بالوجدان و لا قائل به ) . 2 . هردو اعتبارى باشند ، اين احتمال سر از سفسطه و انكار واقعيّات درمىآورد كه ( كوس رسوايى سوفسطائيان را ارسطو و افلاطون و سقراط بر سر هر كوىوبرزن نواختهاند ) . 3 . وجود ، اصيل و ماهيت اعتبارى باشد ( قول حقّ است ) . 4 . ماهيت ، اصيل و وجود ، اعتبارى باشد ( به شيخ اشراق منسوب است ) . هركدام از طرفداران اصالة الوجود و اصالة الماهيه دلايلى دارند . يكى از شبهات