على محمدى خراسانى
198
شرح منطق مظفر (فارسى)
خشك ابرى كه بود ز آب تهى * نايد از وى صفت آب دهى بيان استدلال : خداوند به ما انسانها علم داده است ( چون علم ذاتى ما نيست ، پس مجعول به جعل مركب است و بر فرض ذاتى بودن ، باز مجعول به جعل بسيط است كه به تبع ذات ايجاد شده است . . . ) و از طرفى هم به حكم عقل فطرى : « فاقد شيئى معطى شيئى نمىشود » پس نتيجه مىگيريم كه : معلوم مىشود خداوند خود عالم على الاطلاق است كه اين كمال را به ما اعطاء فرموده است . حال هدف از اين تمرين آن است كه شما مشخص كنيد : نوع اين استدلال چيست ؟ و چگونه به شكل منطقى تنظيم مىشود ؟ حلّ تمرين . اما نوع : اين استدلال ، از نوع قياس استثنايى اتصالى است كه از راه استثناء نقيض تالى ، نقيض مقدم را نتيجه مىدهد . امّا تنظيم : « لو لم يكن اللّه تعالى عالما لما خلق فينا العلم » صغرى و « لكنه خلق فينا العلم » كبرى « فهو تعالى عالم » نتيجه تمرين 3 . در حديث معروف مىخوانيم كه : دانشمندان وارثان پيامبرانند و لكن ( اين ارث بردن غير از ساير ميراثها است ) ، علماء از پيامبران اموال و املاك را به ارث نبردهاند بلكه علم و اخلاق پيامبران را به ارث بردهاند . حال هدف اين است كه مشخص كنيد : آيا اين سخن يك استدلال منطقى است يا خير ؟ و اگر هست از كدام نوع است ؟ حلّ تمرين . البتّه يك استدلال منطقى و از نوع قياس استثنايى انفصالى است كه از راه استثناء نقيض يك طرف ، به اثبات طرف ديگر مىرسيم به بيان زير : « دانشمندان وارثان پيامبرانند يا در اموال و سرزمينها و يا در علم و اخلاق » صغرى و « لكن در اموال و املاك وارث انبياء نيستند » كبرى « پس در علم و اخلاق وارث هستند » نتيجه تمرين 4 . در تمرين اول به يكى از ادّلهء منكرين وجود ذهنى اشاره شد . در اين تمرين به يكى از ادّلهء مثبتين وجود ذهنى اشاره شده است . از طرفى : شكى نيست كه ما ، يك سلسله قضايا و تصديقات ايجابى داريم ، كه موضوع آنها در خارج ، از محالات است ، با اين وجود ما اين امر مستحيل را « موضوع » قرار داده و محمولى را براى آن ، اثبات مىكنيم مثلا مىگوييم :