على محمدى خراسانى

188

شرح منطق مظفر (فارسى)

ممكن است تنها يك فرد را مشاهده كرده ولى از راه تحصيل علّت ، حكم را تعميم داده ، كه البته پس از دريافت علّت واقعى ، اين تعميم كاملا به جا و بايسته است و ترديد بردار هم نيست . مثال : فرض كنيد شخصى در امر گياهان دارويى مطالعه ، بررسى و آزمايش مىكند ، به تجربه درمىيابد كه فلان گياه دارويى ، داراى فلان اثر است مثلا مسهل است و يبوست مزاج را مرتفع مىكند و تنها در يك يا چند فرد آزمايش كرده نه همهء افراد ، ولى به دنبال علت گشته و علت واقعى را به دست آورده كه اين گياه داراى فلان خاصيت ذاتى ، و در نتيجه فلان اثر است ، كه در اين‌جا به صورت كلى مىگويد : اين گياه خاص ، هميشه داراى اين اثر است و منحصر به زمان خاصى نيست و . . . تكميل بحث : كليهء اكتشافات علمى كه در طول تاريخ نصيب بشر گرديده ، از راه آزمايش ، استقراء ناقص و تحصيل علّت واقعى بوده است ، پزشكان عالم و دانشمندان علوم طبيعى از همين راه به علل امراض و خواص اشياء و . . . پى برده و آن همه ارمغان علمى براى بشر آورده‌اند . باز هم تكرار مىكنيم كه اين احكام كلّى ، قابل نقض نبوده و قطعيت دارند . همچنين اضافه مىكنيم كه : كثيرى از احكام و تصديقاتى كه من و شما داريم و از مشاهداتمان سرچشمه مىگيرد ، از همين نوع استقراء معلّل است مثلا ما همهء آب‌هاى عالم را نديده‌ايم ولى به‌طور قطع مىگوييم : « كليهء آب‌هاى عالم از جهت بالا به پايين سرازير مىشوند » و در اين ترديدى نداريم و اين احكام جزمى تنها به خاطر آگاهى از سرّ مطلب ، و دريافت علّت واقعى يك امر است كه در پرتو علت ، حكم هم تعميم و گسترش پيدا مىكند ( العلّة تعمم ) . نكته : ممكن است در برهه‌اى از زمان ، شخص محقق به نتيجه‌اى رسيده و پنداشته كه علت واقعى فلان امر را دريافته و براساس آن ، حكم كلى صادر كند ولى در مراحل بعدى و با تحقيقات بيشتر پى به اشتباه خويش برده و ملتفت شود كه در دريافت علّت واقعى بىراهه رفته ، كه طبيعى است پس از كشف خطاء از حكم قبلى برگشته و دانش جديد كسب مىكند ، ولى تا وقتى كه يقين به حكم اولى دارد ( هرچند در واقع اشتباه باشد ) در بيان كبراى كلى و قاعدهء كليه ترديد ندارد . 3 . استقراء ناقصى كه بر يك امر بديهى عقلى كه از بديهيات اوّليهء عقليه است مبتنى باشد مثلا در يك يا چند مورد استقراء نموده و ديده‌ايم كه ، كل از جزء بزرگ‌تر است