على محمدى خراسانى

168

شرح منطق مظفر (فارسى)

« فهو زوج » نتيجه اين روش در همهء مثال‌ها و موارد يكى است و نكتهء مهمّ در رعايت ضوابط و شرايطى است كه در هريك از قياس‌هاى اقترانى حملى ، شرطى ، استثنايى اتصالى و انفصالى وجود دارد . 5 . پس از اين‌كه مرحلهء چهارم با دقت ، ظرافت و موفقيت به پايان رسيد مرحلهء پنجم آغاز مىشود و آن عبارت است از : حركت فكر از معلومات متناسب به دست آمده به سمت مجهول و مطلوب و تبديل آن به معلوم ، كه گام پايانى است « . . . و من مبادّى الى المراد » . اين طريقهء اكتساب مجهولات تصديقى بود . قياس‌هاى مركب بحث دوّم در خاتمهء قياس ، قياس‌هاى مركب است ، كه شامل سه مبحث است : 1 . تمهيد و مقدمه 2 . تعريف قياس مركب 3 . تقسيم آن امّا تمهيد : اگر بخواهيم استدلالى ، منتج باشد و مطلوب را ، به معلوم تبديل سازد حتما بايد مبادى و مقدمات آن ( صغرى و كبرى ) به بديهيّات ختم شود ، زيرا ويژگى بديهيات آن است كه نياز به فكر ، انديشه و استدلال ندارند و اگر به بديهيات نرسيم ، بايد تا بىنهايت پيش برويم و هرگز مجهولى براى ما معلوم نخواهد شد ، بلكه آن‌چه كه بدان رسيده‌ايم يك سلسله مبادى نظرى نامتناهى است و به جاى كسب يك معلوم تصديقى صدها و هزاران مجهول ديگر بر مجهول اولى ما افزوده مىشود . در سلسله معلومات تصورى هم مطلب از اين قرار است ، بنابراين چه در بخش تصورات و چه تصديقات ، شناخت از يك حقيقت مجهول تصورى و يا تصديقى در گرو منتهى شدن آن به يك سلسله تصورات و تصديقات بديهى و ضرورى است و گرنه محال خواهد بود كه مطلوبى براى ما تبديل به معلوم شود . البته منتهى شدن به بديهيات دوگونه است : 1 . گاهى بدون واسطه و مستقيم از همان ابتداء امر ، به دو معلوم تصديقى دست مىيابيم و دو معلوم تصديقى بديهى متناسب با مطلوب مىيابيم كه از آن‌ها در راه كسب اين معلوم استفاده مىكنيم ، در اين صورت كار تحقيق به همين‌جا ختم مىشود و نام چنين قياسى را « قياس بسيط » نامند كه در واقع يك قياس بيشتر نيست ؛ مثال : نسبت مجموعهء اين ساختمان مدرسه به فلان حجرهء آن ، نسبت كل به جزء است صغرى