على محمدى خراسانى

161

شرح منطق مظفر (فارسى)

تصديقى مىرسيم چگونه بيانديشيم تا آن را تبديل به معلوم كنيم ؟ واضح است كه برخى از مجهولات تصديقى ، فقط محتاج به يك تصور صحيح از اطراف آن است . يعنى كافى است كه موضوع ، محمول و نسبت بين آن دو را تصور كنيم و به دنبال آن تصديق حاصل شود و نيازى به استدلال نيست ، ولى نوع مجهولات تصديقى ما با تصوّر اطراف معلوم نمىشوند بلكه نيازمند فكر ، انديشه و استدلال هستند ؛ پس نخست بايد با فكر و انديشه آشنا شويم . بر اين اساس مرحوم مظفر مىفرمايند : شما خوانندگان اين كتاب حتما به ياد داريد كه تا به‌حال دو مرتبه مراحل و ادوار پنج‌گانهء فكر را براى شما بيان كرده‌ايم يك بار در اوايل كتاب ، در تقسيم علم به تصور و تصديق ، و هركدام به ضرورى و نظرى ، كه در آن‌جا گفتيم : نظرى آن است كه محتاج به فكر و نظر باشد و به مناسبت ، حقيقت فكر را تجزيه و تحليل كرده و مراحل مختلف آن را بيان كرديم ؛ و بار دوّم در اواخر مباحث معرّف در مبحث قسمت ، كه اين سؤال مطرح بود كه : كيف نفكر لتحصيل المجهول التصورى ( چگونه بيانديشم تا به حقيقت ، ماهيت و تعريف يك شىء راه يابيم و آن را بشناسيم ) ؟ در آن‌جا ما طريقهء تحليل را پيشنهاد كرده و باز مراحل پنج‌گانه فكر را بازگو كرديم و در همانجا وعده داديم كه طريقهء اكتساب مجهولات تصديقى در جاى خود خواهد آمد و اكنون وقت آن فرارسيده كه به وعده وفا كرده و مراحل پنج‌گانه فكر و انديشه را در اين باب پياده كنيم ( البته اين پس از شناخت انواع قياس‌ها از لحاظ هيئت است ، از اقترانى حملى ، شرطى و استثنائى با شروطى كه هركدام داشتند ) . سؤال : راه اكتساب مجهولات تصديقيه چيست ؟ جواب : براى انديشيدن در اين رابطه و رسيدن به معلومات تازه بايد مراحل پنج‌گانه را طى كنيم ، كه دو مرحلهء اوّل از اين مراحل ، مقدمه و زمينه‌ساز فكر و انديشه هستند و بخش اصلى تفكر براى كسب مجهول سه مرحله بعدى است : 1 . مواجه شدن با مشكل : بدون ترديد تا انسان با مجهولى روبرو نشود و احساس نكند كه مشكلى دارد ، به فكر نيفتاده و درصدد حلّ آن برنمىآيد ( مانند مريضى كه تا مرض را در وجود خود حسّ و لمس نكند درصدد معالجه و مراجعه به طبيب نيز برنمىآيد ) ، بنابراين انسان غافل و بىتوجهى كه اصلا ملتفت اين معنى نيست كه آيا