على محمدى خراسانى
159
شرح منطق مظفر (فارسى)
الف . شخص مستدل و قايس بر وضوح و بداهت مطلب اعتماد كرده و به حساب اينكه يك مطلب واضحى است و مطمئنا خود مخاطب دريافت خواهد كرد ، آن را نمىآورد . ب . و يا اگر هم مطلب دقيق باشد ، مخاطب يك انسان فوق العاده ، تيزهوش و دانشمندى است كه با يك اشاره مطلب را دريافت مىكند مثلا مباحثه با ابن سينا با ، مباحثه با يك فرد معمولى كاملا متفاوت است و براى نابغه نبايد همهء مبتداها ، خبرها و قضايا را تصريح كرد و . . . ) ، لذا آوردن همهء مقدمات حسنى ندارد . ج . و يا اينكه شخص قايس به دنبال مطلب ديگرى بود و كاملا غافل شد از اينكه نتيجه يا يكى از مقدمات استدلال قبلى خود را ذكر نكرده است و « الانسان محلّ النسيان » ، اين سه امر و امثال آن مىتواند عامل حذف بعض از مقدمات باشد ، بهطورىكه گاهى ترتيب طبيعى مقدمات و نتيجه را به هم مىزند ، مثلا به جاى ذكر نتيجه در پايان ، آن را مقدم بر مقدمات مىآورد ، به جاى اينكه اول صغرى و بعد كبرى را بياورد مطلب را عكس نموده و اول كبراى كلى و سپس صغرى را بيان مىكند ، و چه بسا براى افراد غير آگاه برگرداندن اين قياس به شكل طبيعى آن و ترتيب يك قياس كامل منطقى كارى بس دشوار باشد . حال آن قياسى كه نتيجه يا يكى از مقدمات آن حذف و در تقدير باشد در اصطلاح منطقيون به نام « قياس مضمر » خوانده مىشود ، و خصوص آن قياسى كه كبراى كلّى آن محذوف و مقدر باشد علاوه بر نام مذكور ، يك اسم مخصوص به خود به نام « قياس ضمير » نيز دارد . دانشمندان علم منطق از قبيل خواجه طوسى و علامهء حلى « 1 » دو عامل براى حذف كبرى بيان كردهاند : 1 . براى رعايت ايجاز و اختصار : هرچه كلام موجز و مختصر باشد بهتر است و « خير الكلام ما قّل و دّل » ، كه بناى عرب بر مراعات اختصار است مثلا مىگويند : « زيد عالم ، فهو محترم » ، كه در اصل بوده : « زيد عالم ، و كل عالم محترم ؛ فزيد محترم » . و يا : « العالم متغير ، فهو محدث » ، كه كبراى كلى « و كل متغير محدث » حذف شده است :
--> ( 1 ) . الجوهر النضيد ، ص 190 .