على محمدى خراسانى
149
شرح منطق مظفر (فارسى)
در هردو جزء منفصله تكرار نشده ولى در تقدير هست ( المقدر كالمذكور ) و تقدير چنين است : « دائما امّا العدد زوج و امّا العدد فرد » ، چون هر طرف منفصله ، جداگانه بايد يك قضيهء حمليه باشد و هر حمليهاى موضوع و محمول دارد ، لذا بايد « عدد » در هردو طرف ، مقدر يا مذكور باشد و معتبر است . طريقهء نتيجهگيرى : اوسط را كه كلمهء « عدد » باشد از حمليه و دو جزء منفصله حذف مىكنيم ، سپس جزء ديگر حمليه را در نتيجه ( كه آن هم يك شرطيه منفصله است ) ، در كنار دو جزء مختص منفصله قرار داده و مىگوييم : فالثلاثه اما زوج و امّا فرد » . مثالى ديگر : « الاربعة زوج » صغرى و « دائما امّا ان يكون الزوج زوج الزوج او زوج الفرد » كبرى « فدائما اما ان يكون الاربعة زوج الزوج او زوج الفرد » نتيجه و مثالى ديگر : « الثلاثه فرد » صغرى و « دائما اما ان يكون الفرد فرد الفرد و امّا فرد الزوج » كبرى « فالثلاثة امّا فرد الفرد و اما فرد الزوج » نتيجه اين مثالها عموما از شكل اول است ولى شما مىتوانيد از اشكال ديگر ، با رعايت شروط آنها مثال آورده و نتيجهگيرى كنيد . خاتمة در خصوص اقترانيات شرطيه در كتب درسى حوزههاى علّميه ، چندان بحث مفصلى نشده بلكه همهء آنها مطلب را به اجمال بيان كردهاند از قبيل : شرح شمسيه ، شرح منظومه ، حاشيهء مولى عبد اللّه ، امّا در كتب غير درسى از قبيل اساس الاقتباس خواجهء طوسى ، جوهر النضيد علامهء حلى ، شرح المطالع قطب الدين رازى اين امور بسيار گسترده و مفصل بحث شده است . در حقيقت ما در اين بخش ، يك راه وسطى را اختيار كرديم ، نه به آن مقدار موجز و مختصر به كتابهاى درسى اكتفا كرديم كه ايجاز مخلّ است ؛ و نه به آن طول و تفصيل كتابهاى مطوّل وارد بحث شديم كه طولانى شدن مملّ است بلكه مهمترين مباحث ضرورى و كثير النفع اقترانيات شرطيه را عنوان كرده و نوعا به آن بخشى كه اقرب به طبع باشد پرداختيم .