على محمدى خراسانى
133
شرح منطق مظفر (فارسى)
1 و 8 : منتج نيست چون اولا اوسط تكرار نشده ، در يكى ايجابى در ديگرى سلبى است و ثانيا در شكل دوم اختلاف مقدمتين در ايجاب و سلب لازم است و اين قياس آن شرط را هم ندارد . 2 و 5 : شكل سوم را تشكيل مىدهند كه منتج نتيجهء زير است : « فكلما لم يكن العدد زوجا ، فلا ينقسم بمتساويين » ، ضمنا ملازمه ميان دو نقيض دو طرف هست . 2 و 6 : شكل چهارم را تشكيل مىدهند كه منتج نيست چون اوسط تكرار نشده است . 2 و 7 : شكل سوم را تشكيل مىدهند كه عقيم است چون اوسط تكرار نشده است . 2 و 8 : شكل چهارم را تشكيل مىدهند كه منتج نتيجهء زير است : « فكلّما لم يكن العدد زوجا ، فلا يكون منقسما بمتساويين » ، ضمنا ميان دو نقيض دو طرف منفصله ملازمه وجود دارد . 3 و 5 : شكل اول را تشكيل مىدهند كه منتج نتيجهء زير است : « فكلّما لم يكن العدد زوجا ، فلا ينقسم بمتساويين » ، كه باز ميان دو نقيض ملازمه وجود دارد . 3 و 6 : شكل دوم را تشكيل مىدهند و منتج نيست چون اوسط تكرار نشده ، و اختلاف دو مقدمه هم در كار نيست . 3 و 7 : اگر اوسط را ، اعم از جزء تام و غير تام بگيريم به عقيدهء مصنّف منتج است و شكل اوّل هم هست كه : « فكلّما لم يكن زوجا ، فلا ينقسم بمتساويين » و ملازمه ميان دو نقيض هست ولى اگر اوسط را ، جزء تام بگيريم اين نيز منتج نيست . 3 و 8 : شكل دوم را تشكيل مىدهند و منتج نيست چون شرط شكل دوم اختلاف دو مقدمه است كه اين دارا نيست . 4 و 5 : شكل سوم را تشكيل مىدهند ، ولى منتج نيست به علت عدم تكرار اوسط . 4 و 6 : شكل چهارم است ، و منتج نتيجهء زير است : « فكلّما كان العدد زوجا كان منقسما بمتساويين » ، كه ملازمه ، ميان دو عين وجود