على محمدى خراسانى

132

شرح منطق مظفر (فارسى)

مثال اول . از دو منفصلهء حقيقيه : « دائما اما ان يكون العدد زوجا و اما ان يكون فردا » ؛ صغرى و « دائما امّا ان يكون العدد فردا و امّا ان يكون منقسما بمتساويين » كبرى طريقهء نتيجه‌گيرى از آن دو ، سه مرحله دارد ، مرحلهء اوّل : منفصلهء اول ، به چهار متصلهء زير متحول مىشود : 1 . « كلّما كان العدد زوجا ، فهو ليس بفرد » 2 . « كلّما كان العدد فردا ، فهو ليس بزوج » 3 . « كلّما لم يكن العدد زوجا ، فهو فرد » 4 . « كلّما لم يكن العدد فردا ، فهو زوج » منفصلهء دوم نيز به چهار متصلهء زير متحول مىشود : 5 . « كلّما كان العدد فردا كان غير منقسم بمتساويين يا فلا ينقسم بمتساويين » 6 . « كلّما كان العدد منقسما بمتساويين ، فليس بفرد » 7 . « كلّما لم يكن العدد فردا ، فهو منقسم بمتساويين » 8 . « كلّما لم يكن العدد منقسما بمتساويين ، فهو فرد » مرحلهء دوّم . از اقتران چهار متصلهء اول در چهار متصلهء دوم شانزده قياس پديد مىآيد كه برخى منتج و برخى عقيم هستند و در منتج‌ها برخى ملازمه بين عينين و برخى ملازمه ميان نقيضين است : 1 و 5 : به عقيدهء مصنف منتج است ولى حق اين است كه منتج نيست چون اوسط در هردو تكرار نشده و جزء تام نيست ولى اگر منتج باشد نتيجه اين است كه : « فكلّما كان العدد زوجا ، فهو ليس غير منقسم ( اى منقسم ) بمتساويين » ، كه شكل اول است و اين نتيجه را داده ضمنا ملازمه ميان دو عين دو طرف است . 1 و 6 : منتج نيست چون در شكل دوم بايد صغرى و كبرى از حيث ايجاب و سلب مختلف باشد و اگر يكى موجبه بود و ديگرى سالبه باشد كه در اين‌جا هردو مقدّمه موجبه هستند . 1 و 7 : شكل اول را تشكيل داده‌اند كه منتج است ، نتيجه عبارت است از : « فكلّما كان العدد زوجا ، فهو ينقسم بمتساويين » ، ضمنا ملازمه ميان دو عين دو طرف منفصلتين است كه « العدد زوج » و « منقسم بمتساويين » باشد .