على محمدى خراسانى

130

شرح منطق مظفر (فارسى)

هم اگر بخواهيم از اين قياس نتيجه‌اى بگيريم بايد سه مرحلهء زير را پشت سر هم انجام دهيم : 1 . هركدام از دو قضيهء منفصلهء صغرى و كبرى را ، به كليهء متصله‌هايى تبديل كنيم كه امكان تحويل اين منفصله ، به آن متصلات هست . مثلا اگر حقيقيه باشد ، هر حقيقيه‌اى قابل تحويل به چهار متصله است و اگر مانعة الجمع يا مانعة الخلو باشد هر كدام قابل تحويل به دو متصله هستند كه در مقام اوّل ، در رابطه با طريقهء تحويل منفصلات موجبه به متصلات ، همه با تفصيل و برهان به اثبات رسيد . 2 . پس از استخراج متّصلات ، آن دسته از متصلاتى را كه از منفصلهء صغرى استخراج شده با آن دسته از متصلاتى كه از منفصلهء كبرى استخراج شده مقايسه كرده و با يكديگر تأليف و از آن‌ها قياس درست مىكنيم كه طبعا بعض از صور جامع شرايط نبوده و منتج نخواهند بود ولى پاره‌اى از صور جامع شرايط و منتج هستند ما آن صورى را كه جامع شرايط هستند و اوسط در آن‌ها تكرار شده اختيار كرده و از آن‌ها قياسى به صورت يكى از اشكال اربعه ترتيب مىدهيم و نتيجهء دلخواه را به صورت متصله مىگيريم ، اين را نيز مىدانيم كه چنين نيست كه از همهء صور متصلات ، يك نتيجه « حق » و ما بقى « باطل » باشد بلكه غالبا بيش از يك صورت منتج است ولى يك صورت هم كه منتج مطلوب باشد كافى است . 3 . پس از اين‌كه از دو متّصلهء محوله يك متصلهء سومى را استنتاج كرديم اگر مايل بوديم آن متصله را هم ، به يك منفصلهء مانعة الجمع يا مانعة الخلو تبديل مىكنيم و اگر نخواستيم همان نتيجهء اتصالى ، كفايت مىكند و غير مستقيم از منفصلتين نتيجه را گرفته‌ايم . مثلا اگر قياس ما از دو منفصلهء حقيقيه تأليف شده باشد براى گرفتن نتيجه ، ابتدا منفصلهء اولى را به چهار متصله و منفصله دوم را نيز به چهار متّصله متحول مىسازيم ، سپس چهار قسم صغرى را با چهار قسم كبرى درهم ضرب مىكنيم و از مجموع ، شانزده شكل قياس به دست مىآيد ، وقتى همهء اين شانزده قسم را مورد مطالعه و تحقيق قرار مىدهيم به اين نتيجه مىرسيم كه هشت قسم از آن‌ها جامع شرايط هيچ‌كدام از اشكال اربعه نيستند ولى هشت قياس ديگر جامع شرايط بوده و بعضى از شكل سوم ، برخى از شكل اول ، برخى از شكل دوم و برخى از شكل رابع نتيجه‌بخش هستند . ( البته