على محمدى خراسانى
125
شرح منطق مظفر (فارسى)
الجمع و مانعة الخلّو ، مانند طريقهء تحويل متصلهء موجبه است ، مثال : اگر اين قضيه صادق باشد : « ليس البتة ان كانت الشمس طالعة ، كان الليل موجودا » ، لازمهاش صدق دو منفصله زير است : 1 . منفصله مانعة الجمع سالبه : « ليس البتة اما ان تكون الشمس طالعة او لا يكون الليل موجودا » كه مقدم ، عين مقدم و تالى نقيض تالى است ؛ 2 . منفصله مانعة الخلّو سالبه : « ليس البتة اما ان لا تكون الشمس طالعة او يكون الليل موجودا » ، كه مقدم ، نقيض مقدم و تالى ، عين تالى است و روش محاسبهء سالبهها ، همان روش محاسبهء موجبات است . قوله : التاليف من المنفصلات و شروطه آنچه تاكنون عنوان شد در حقيقت مربوط به تمهيد بود كه برخى مدعى بودند كه از منفصلتين ، قياس منتج نداريم ولى ما جواب داديم كه : بهطور مستقل از منفصلتين قياس منتج نداريم ، ولى پس از تحويل آنها به متصلتين قياس منتج داريم و به مناسبت ، سخن از تحويل منفصله به متصله و بالعكس به ميان آمد و تا اينجا مبحث مقدماتى به طول انجاميد . اينك اصل مطلب : بحث در آن نوع از قياس اقترانى شرطى بود كه مشتمل بر دو شرطيه منفصله بود كه بايد ديد در اين رابطه چه مباحثى مطرح است و چه شروطى دارد ؟ قبل از هر مطلبى اين اعتراض بر مصنف وارد است كه شما قسم دوم و سوم از اقسام سهگانهء قياس اقترانى شرطى از جهت اوسط را ( اوسط در هردو جزء غير تام يا در يكى چنين باشد ) ، مطرح نكرديد و ملتزم شديد كه مطرح نكنيد چون هم مباحث آنها طولانى است و هم خلاف طبع هستند ، ما مىگوييم : اگر به اين دليل آن دو قسم با انواع ، اقسام ، شروط و احكام مربوط به هركدام مطرح نشد ، پس بايد به همين دليل ، قياس مؤلف از منفصلات يا متصلات و منفصلات هم مطرح نشود چون به قول خواجه طوسى در شرح اشارات : « و الشيخ لما اقتصر في هذا الكتاب على ايراد البعض مما هو قريب من الطبع لم يورد المؤلفة من المنفصلات و لا من المتصلات و المنفصلات لان جميعها بعيدة