على محمدى خراسانى
103
شرح منطق مظفر (فارسى)
2 . در اقترانى حملى ، حدّين قياس ( اصغر و اكبر ) ، به موضوع و محمول تعبير مىشدند و در اقترانى شرطى به مقدم و تالى تعبير مىشوند كه گاهى هردو ، مقدم و گاهى هردو ، تالى و گاهى متفاوت هستند ( براساس اشكال اربعه ) و نيز اگر مقدمتين ، هردو شرطيه باشد . چنين تعبير مىشوند ، ولى اگر يكى از آن دو حمليه بود به جاى مقدم يا تالى باز تعبير به موضوع يا محمول مىشود ( البته در يك مقدمه ) . 3 . در اقترانى حملى معمولا اوسط يا حدّ مشترك ، جزء تام بود كه يا در هردو مقدمه ، موضوع و يا در هردو محمول و يا مختلف بود و به ندرت پيش مىآمد كه جزء غير تام ، در يكى اوسط باشد مثل : « ديوار موش دارد » و « موش گوش دارد » كه قبلا بيان شد ، ولى در اقترانى شرطى از اين بابت سه قسم وجود دارد : الف . يا اوسط در هردو مقدّمه جزء تام است . ب . يا در هردو مقدمه جزء غير تام است . ج . يا در يكى از دو مقدمه جزء تام و در ديگرى جزء ناقص است . ( اين اقسام ، در بيان تقسيم دوّم اقترانى شرطى ، با ذكر مثال تبيين خواهد شد ) . 4 . شروط عامّه و خاصهء مذكور در اقترانى حملى ، در شرطى هم معتبر است ، علاوه بر آنها شروط خاصهاى در اقترانى شرطى مطرح است از قبيل اينكه اگر شرطيهء متصله است بايد لزوميه باشد و اگر منفصله است بايد عناديه باشد و . . . كه تفصيلا در مباحث آينده بيان خواهد شد . اقسام اقترانى شرطى قياس اقترانى شرطى داراى دو تقسيم اساسى است : الف . تقسيم آن از حيث مقدمات يعنى صغرى و كبرى : قياس اقترانى شرطى از اين حيث پنج يا هشت قسم دارد كه عبارتند از : 1 . مقدمتين ، هردو شرطيه متصله باشند مثال : « كلما كانت الشمس طالعة ، كان النهار موجودا » صغرى « و كلما كان النهار موجودا ، كان العالم مضيئا » كبرى « فكلما كانت الشمس طالعة ، كان العالم مضيئا » نتيجه 2 - هردو مقدمه ، قضيهء شرطيه منفصله باشند ، مثال : دائما امّا ان يكون العدد زوجا و امّا ان يكون فردا » صغرى