على اصغر ظهيرى

88

قصص الحسين (ع) (فارسى)

جايزه كردند ، ابن زياد گفت شما كستيد ؟ يكى از آنها گفت : ما همان ده نفرى هستيم كه بر بدن حسين اسب تاختيم ، پس ابن زياد فرمان داد تا جايزهء ناچيزى به آنها دادند . « 1 » سرهاى مقدس امام و ياران عليه السلام عمر بن سعد در همان روز عاشورا « سر مقدس » امام حسين عليه السل را بوسيله « خولى » و « حميد بن مسلم ازدى » نزد عبيداللَّه فرستاد . آنگاه دستور داد كه سرهاى ساير ياران امام عليه السل را جدا كنند و خاك و خون آنها را شسته و به همراه شمر به كوفه ببرند . نقل شده است كه قبيله‌هاى حاضر در سپاه عمر بن سعد سرهاى مقدس شهداء را بين خود اين گونه تقسيم كردند : 1 - قبيلهء « كنده » به رياست « قيس بن اشعث » 13 سر 2 - قبيلهء « هوازن » به فرماندهى « شمر بن ذى الجوشن » 12 سر . 3 - قبيلهء « تميم » ، 17 سر . 4 - قبيلهء « بنى اسد » 16 سر . 5 - قبيلهء « مذجح » 7 سر . 6 - باقى ماندهء مردم ، 13 سر « 2 » .

--> ( 1 ) - الملهوف ، ص 56 . ( 2 ) - الملهوف ، ص 60 ، به نقل از قصه كربلا ، ص 403 .