على اصغر ظهيرى
72
قصص الحسين (ع) (فارسى)
غسل در شب عاشورا شب عاشورا امام عليه السل « على اكبر » را با سى نفر سواره و بيست نفر پياده براى آوردن آب فرستاد ، پس از آنكه موفق شدند مقدارى آب به خيام بياورند ، امام عليه السل فرمود : برخيزيد و آب بنوشيد كه اين آخرين توشهء شماست و وضو گرفته و غسل نمائيد و لباسهاى خود را بشوئيد تا كفن شما باشد . « 1 » امام عليه السل دستور دادند تا خيمهاى را جهت استحمام و غسل اختصاص دادند « عبدالرحمان » و « برير » بر در خيمه به نوبت ايستاده بودند تا داخل شده و غسل نمايند . « برير » با عبدالرحمان شوخى و مزاح مىكرد . عبدالرحمان گفت : الآن چه وقت شوخى است . برير گفت : خويشاوندان من مىدانند كه من اهل شوخى نبودهام ، ولى چون بشارت سعادت را به من دادهاند ، سر از پا نمىشناسم و فاصله ميان خود و بهشت را جز شهادت نمىبينم . « 2 » ايثار و از خود گذشتگى از حضرت زينب كبرى سلام اللَّه عليها نقل شده است ، كه فرمود : نيمه شب عاشورا به خيمهء برادرم حضرت عباسعليهالسلام رفتم ،
--> ( 1 ) - امالى ، شيخ صدوق ، مجلس 30 ، حديث اول . ( 2 ) - قصهء كربلا ، ص 254 .