على اصغر ظهيرى
69
قصص الحسين (ع) (فارسى)
ما قطعه قطعه شود . ما براى رسيدن به شفاعت جدّت رسول خدا صلّىاللَّهعليه وآله در راه تو كشته خواهيم شد . « 1 » از حضرت سكينه سلام اللَّه عليها نقل شده است كه فرمود : شب نهم محرم آب در خيام امام حسين عليه السل تمام شد و ظرفها و مشكها خشكيد . آنقدر تشنگى بر ما چيره شده بود كه لبهايمان خشكيده و تمنّاى يك جرعه آب مىكرديم ولى نمىيافتيم . كودكان از فرط تشنگى و عطش بى حال شده بودند ، برير و سه نفر ديگر از اصحاب كه اين وضع را مشاهده كردند ، سكوت و دست روى دست گذاشتن را جايز ندانسته و گفتند : آيا رواست كه در دست شمشير داشته باشيم و كودكان رسول خدا صلّىاللَّهعليه وآله اين گونه تشنه باشند . مردى از اصحاب گفت : به نظر من هر يك از ما يكى از اين كودكان را برداريم و كنار شريعه برده و سيرآب نماييم . برير گفت : اين نظريه درست نيست ، زيرا ممكن است درگيرى رخ دهد و خداى ناكرده كودكان صدمه بينند . به نظر من مشكى برداريم و آب بياوريم ، اگر دشمنان مانع شدند با آنها مىجنگيم و خود را فداى امام حسين عليه السل و فرزندانش مىكنيم . سرانجام برير و چند نفر ديگر مشكها را برداشتند و روانهء شريعهء
--> ( 1 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، 231 .