على اصغر ظهيرى

64

قصص الحسين (ع) (فارسى)

مذاكره امام با عمر بن سعد امام حسين عليه السل در كربلا از هر فرصتى براى نجات دشمنان استفاده مىكرد و آنان را موعظه مىنمود ، و گاه براى اتمام حجت از آنان در خواست ملاقات مىكرد و آنان را از عواقب شوم و خطرناك جنگ بر حذر مىداشت . در يكى از ملاقاتهاى آن حضرت با سر كرده لشكر يعنى « عمربن سعد » پرده از واقعيات برداشت و او را از دست زدن به كارى كه نتيجه‌اش رسوايى و آتش جهنم است آگاه ساخت . بيست نفر از لشكر عمر سعد به همراه خود او در ملاقاتى با سيد الشهداء عليه السل و بيست نفر از ياران فداكار آن حضرت حاضرشدند . حضرت به ياران خود فرمود : از جلسه بيرون برويد ، جز عباس و على اكبر ( عليهماالسلام ) ، عمر بن سعد نيز به ياران خود گفت : همه خارج شويد و فقط پسرم « حفص » و غلامم بمانند . آنگاه گفتگو آغازشد . امام : واى بر تو اى پسر سعد ! از خداوندى كه بازگشت همه به سوى اوست نمىترسى ؟ مىخواهى با من بجنگى ؟ تو مرا مىشناسى كه من فرزند رسول خدا صلّى اللَّه عليه واله و فاطمه و على عليهماالسلام هستم .