على اصغر ظهيرى
62
قصص الحسين (ع) (فارسى)
روز هفتم محرم آب را بر سپاه امام عليه السلام بستند روز هفتم محرم از عبيداللَّه دستور رسيد تا عمربن سعد آب را به روى سپاه امام عليه السل بسته و فاصله ايجاد كند و اجازه نوشيدن حتى قطرهاى را به امام عليه السل و يارانش ندهند . عمربن سعد نيز گروهى را با پانصد سوار در كنار شريعه فرات مستقر كرد و مانع دست يا بى امام و يارانش به آب شد . اين ماجرا سه روز قبل از شهادت امام عليه السل صورت گرفت . مردى بنام « عبداللَّه بن حصين » فرياد زد : اى حسين ! اين آب را بسان رنگ آسمان نخواهى ديد . به خدا قسم ! قطرهاى از آن را نخواهى نوشيد تا از عطش جان دهى . امام عليه السل فرمود : خدايا ! او را از تشنگى هلاك كن و هرگز مشمول رحمت خود قرار مده . حميد بن مسلم مىگويد : به خدا قسم ! پس از اين گفتگو به ديدار او رفتم در حالى كه بيمار بود ، قسم به آن خدايى كه جز او پروردگارى نيست ، ديدم « عبداللَّه » آنقدر آب مىآشامد تا شكمش بالا مىآمد ولى باز فرياد مىزد : العطش باز آب مىخورد ولى سيرآب نمىشد . اين چنين بود تا به هلاكت رسيد . « 1 »
--> ( 1 ) - ارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 86 .