على اصغر ظهيرى

22

قصص الحسين (ع) (فارسى)

فرمود : آبروى خود را از سؤال و درخواست رو در رو حفظ نما و نياز خود را در نامه‌اى بنويس تا به خواست خدا آنچه تو را شاد مىكند به تو بپردازم . او ضمن نامه‌اى نوشت : اى اباعبداللَّه ! فلانى پانصد دينار از من طلب دارد و اصرار مىكند كه طلبش را به او بپردازم ، لطفاً با او صحبت كنيد تا مقدارى با من بسازد و مهلتى به من بدهد . حضرت پس از خواندن نامه ، به منزل خود رفت و كيسه‌اى كه هزار دينار در آن بود به او سپرد و فرمود : با پانصد دينار آن قرض خود را ادا كن و بقيّه آن را در سروسامان دادن به زندگيت خرج نما ؛ امّا بدان كه از اين پس حاجتت را جز با سه كس در ميان مگذار : 1 - دين‌دار كه دين نگهبان اوست . 2 - جوانمرد كه به خاطر جوانمردى حيا مىكند . 3 - صاحب اصالت خانوادگى ، كه مىداند تو به خاطر نيازت دوست ندارى آبروى خود را از دست بدهى ، او شخصيت تو را حفظ مىكند و حاجتت را روا مىسازد . « 1 »

--> ( 1 ) - تحف العقول ، ص 251 ، حديث 12 .