على اصغر ظهيرى

21

قصص الحسين (ع) (فارسى)

ابوايوب گريخت و شريعه آب به دست امام حسين عليه السل و همراهانش افتاد . اين نخستين فتحى بود كه در جنگ صفين صورت‌گرفت . « 1 » همين كه خبر فتح و پيروزى حسين عليه السل در اين ماجرا به اميرمؤمنا عليه السل رسيد شروع به گريه نمود . پرسيدند : يا اميرمؤمنا ! چرا گريه مىكنيد ؟ حسين پيروز شده است شما بايد شاد باشيد اما مىبينيم شما ناراحتيد ؟ حضرت فرمود : به خاطر آوردم كه او در صحراى كربلا از آب فرات منع شود و تشنه كام به شهادت مىرسد ، پس از شهادت او اسبش به طرف خيام اهل بيت رسالت رفته و فرياد برآورد : الظَّليمَة ، الظَّليمَة مِنْ امَّةٍ قتلت ابْنُ بنتِ نبيّها ، داد از امتى كه فرزند دختر پيامبر خود را شهيد نمودند . « 2 » سخاوت حسين عليه السلام مردى از مسلمانان مدينه به شخصى مقروض بود و از هر درى وارد مىشد تا پولى بدست آورد و قرض خود را بپردازد موفق نمىشد . سرانجام براى رفع مشكل خود به حضور امام حسين عليه السل مشرّف شد . هنوز چند كلمه‌اى حرف نزده بود كه امام حسين عليه السل دريافت او براى حاجتى آمده است ، پس خطاب به او

--> ( 1 ) - اقتبال از نفائس الاخبار ، ص 418 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 266 .