على اصغر ظهيرى
160
قصص الحسين (ع) (فارسى)
ما منع فرمودى خير ما را در اين خون قرار ده و انتقام ما را از اين گروه ستمگر بگير ، آنگاه طفل را در كنار ديگر شهيدان قرار داد . « 1 » در نقل ديگرى آمده است كه امام عليه السل خطاب به خواهرش زينب سلام اللَّه عليها فرمود كودكم را بياوريد تا با او وداع كنم ، همين كه خواست او را ببوسد « حرملةبن كاهل » تيرى رها كرد و گلوى آن را دريد و او را قربانى كرد ، آنگاه حضرت مشت خود را پر از خون نمود و به آسمان پاشيد و فرمود : چون خدا ناظر است بر آنچه بر من نازل مىشود ، بلا بر من آسان گشت . « 2 » شهدايى از خاندان عقيل بن ابى طالب 1 - عبداللَّه بن مسلم بن عقيل او فرزند رقيه دختر امير مؤمنان عليه السل بود و بعد از شهادت على اكبر عليه السل به شهادت رسيد . 2 - محمد بن مسلم بن عقيل پس از شهادت عبداللَّه بود كه فرزندان ابى طالب به صورت هماهنگ بر سپاه حمله بردند . اما حسين عليه السل فرياد زد : اى عموزادهگان من ! صبر و مقاومت پيشه كنيد . . .
--> ( 1 ) - ارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 108 . ( 2 ) - نفس المهموم ، ص 349 .