على اصغر ظهيرى

143

قصص الحسين (ع) (فارسى)

عليه السل از عقيدهء خود برگشت و از شيعيان و محبان حقيقى اهل بيت عليهم‌السلام بويژه امام حسين عليه السل شد . او پس از نبردى جانانه به شهادت رسيد وقتى خبر شهادتش به همسرش رسيد به غلامش گفت : برو و مولايت « زهير » را كفن نما ، غلام زهير وقتى بدن پاك و مطهر امام حسين عليه السل را عريان ديد با خود گفت : چگونه اربابم زهير را كفن كنم در حالى كه بدن حسين عليه السل عريان است ، به خدا قسم كه اين كار را نكنم ، پس امام عليه السل را در پارچه‌اى كه همراه داشت پيچيد و زهير را با پارچه‌اى پاره كفن نمود . « 1 » امام حسين عليه السل پس از شهادت زهير فرمود : اى زهير ! خداوند تو را از لطف خود محروم نسازد و كشندگان تو را مانند لعنت مسخ شده به لعنت ابدى خود گرفتار نمايد . « 2 » 21 - حجاج بن مسروق وى در اوقات نماز براى امام حسين عليه السل اذان مىگفت . او از شيعيان اميرمؤمنا عليه السل و در كوفه سكونت داشت . پس از آنكه به مكه آمد به امام حسين عليه السل ملحق شد و سرانجام در روز عاشورا اذن ميدان گرفت و پس از جنگ نمايانى به خيام برگشت

--> ( 1 ) - تذكرة الخواص ، ص 145 . ( 2 ) - قصهء كربلا ، ص 311 .